راه آهن آقینه

مقام های وزارت فواید عامه روز یک شنبه گفت که قرار است یک راه آهن از بندر آقینه تا ولسوالی اندخوی از کمک های بدون باز پرداخت ترکمنستان ساخته شود

اندخوی - آقینه

وزارت فواید عامه می گوید که کار بررسی و طرح ریزی این خط آهن به درازی سی و شش کیلو متر به زودی آغازخواهد شد و با ساخته شدن آن، افغانستان با شبکۀ راه آهن ترکمنستان واروپا پیوند می خورد.

احمد شاه وحید، معین مالی و اداری وزارت فواید عامه در یک گفتگوی به یکی از رسانه ها گفت که رییس جمهور ترکمنستان وعده داده  است که راه آهن آقینه - اندخوی با کمک مالی این کشور ساخته می شود.

به گفتۀ وزارت فواید عامه، این راه آهن از شهر کرکی ترکمنستان آغاز و ازطریق بندر آقینه وارد افغانستان می شود و تا اندخوی ادامه می یابد.

این راه آهن یک صد و بیست و شش کیلو متر درازی دارد که سی و شش کیلو متر آن در داخل خاک افغانستان ساخته می شود.

احمد شاه وحید، معین مالی و اداری وزارت فواید عامه گفت: «سروی، دیزاین و ساخت این خط آهن را کشور ترکمنستان به عهده گرفته است و در قسمت مسایل تخنیکی این خط آهن یک گروه تعیین خواهد شد و کار آن به زودی شروع خواهد شد.»

وزارت فواید عامه ساخت راه آهن آقینه - اندخوی را در رشد بازرگانی و در آمد های کشور بسیار اثر گذار می داند و می گوید که افغانستان از طریق این راه آهن می تواند به بحیرۀ کسپین و کشورهای اروپایی دسترسی یابد.

اوغوز

پاکستان حامی و مغذی تروریزم

پاکستان حامی ومغذی تروریزم

پاکستان - افغانستان

در قدم نخست باید تروریزم را به معرفی بگیریم؛ تروریزم یعنی انجام دادن اعمالی که متحجرانه و صفاکانه بوده و خلاف همه ارزش های دینی و انسانی باشد و آرامش و روان بشریت را به مخاطره قرار دهد. بناً موجودیت مراکز تروریستی در قلمرو پاکستان باالاخص در مناطق مربوط به صوبه های سرحد و بلوچستان یک امر واضح بوده و به قولی مانند آفتاب روشـــن است. در سالیان قبل با آنکه از جانب مردم و دولت افغانستان بارها به جامعه جهانی گوشزد گردیده بود که برای طالبان، القاعده و ... مراکزی امن و ضمناً برای آنها تجهیزات نظامی از جانب یک تعداد همسایگان کشور ما بخصوص حلقات نظامی و استخباراتی همسایه جنوبی (پاکستان) فراهم و ضمناً حمایت مالی، تخنیکی و... میگردند.

ولی با گذشت زمان و دستگیری یکتعداد اتباع خارجی که غرض فعالیت های تروریستی وارد افغانستان گردیده بودند و ضمناً افشای اسناد سری از جانب مؤسسه "ویکی لیکس" بر سایر کشورهای جهان نیز واضح گردید که پاکستان حامی و مغذی تروریزم بین المللی است و آرام آرام کشورهای واقعی مبارز علیه تروریزم بین المللی نیز به این امر معترف گردیده اند که ریشه تمام ناهنجاریها و ناامنی ها در صوبه سرحد و مناطق قبایلی متمرکز گردیده و سازمان استخباراتی ISI و فوج پاکستان در تفاهم با القاعده، طالبان و ... تحرکات تروریستی را به شکل هم آهنگ در منطقه و حتی جهان پلان گذاری مینمایند. با آنکه هر از چند گاهی طیارات بدون سرنشین و یکی دو بار هلیکوپترهای نیروهای ناتو اهدافی را در آنطرف خط دیورند به منظور از بین بردن تروریستان مورد آماج قرار دادند و چند عسکر پاکستانی گویا کشته شده است و به این منظور پاکستان عکس العمل جدی توأم با خشم و انزجار از خود نشان داده و حتی معبر خیبر و تورخم را برای چند روز بر روی کاروان های نیروهای ائتلاف مسدود نمود و با دیکته نمودن طالبان کاروان های اکمالاتی آنها را مورد تاخت و تاز قرار داده و به آتش کشیدند و همواره کشورهای حامـی تروریزم مانورهائی هیله گرانه را انجام داده و با صحنه سازی و تظاهر ناظر این برنامه های خود بوده اند.

چنانچه یادآور شدیم به کشتن چند سرباز پاکستانی در آنطرف خط دیورند آیا میتوان گفت که این عمل نقض حاکمیت ملی پاکستان تلقی میگردد؟ در حقیقت جواب نخیر است چرا که آیا آنها نمیدانند که هر روز صدها تن از افراد ملکی و بیگناه به اثر پلان های شوم آنها شهید، زخمی و ... میگردند، آیا این عمل چه توجیهی برای آنها دارد بجز نقض صریح همه موازین سیاسی، دیپلوماتیک، اسلامی، انسانی و غیره... اگر در طی چند دهه گذشته سیاست های حامیان تروریزم و گروه های افراطی منجمله طالبان، القاعده و ... را ژرف گرانه مورد غور قرار دهیم میبینیم که آنها از روزنه مصالحه، مذاکره و دوستی به افغانستان نمی نگرند بر عکس با دوام این کار از جانب نیروهای ائتلاف و دولت افغانستان افزایش صفاکی و بی باکی آنها در قتل شهروندان ما چیز دیگری را به ارمغان نیاورده است. چنانچه کارکردهای نظامیان پاکستانی و گروه های افراطی تحت حمایت شان مانند گفته اندیشمندی است که میگوید" چه جفائی که آزادی خواهان در حق آزادی نکردند و آزادی را اسیر هوا و هوس های شوم خود نمودند". این بدین معنی است که حامیان اصلی تروریزم همواره داد از مبارزه علیه تروریزم میزند ولی در حقیقت خود مغز تروریزم بین المللی است که به تمام اجزاء دستور میدهد و آنها را اداره مینماید.

به رغم آنکه برای هر مسلمانی مسجد در هر گوشه ای از دنیا که باشد خانه خدا پنداشته میشود و مردم به هر یک از آنان حرمت تمام و کمال قایل هستند ولی طالبان، عمال و حامیان خارجی شان بارها این حرمت را شکسته اند و این گونه کارها گواهی میدهد که آنها از قافله حقیقی مسلمانان بدور میباشند. طالبان که نه به مسجد و به به مردمان ملکی رحم میکنند مزدورانی هستند که به دستور بیگانگان کمر به قتل و کشتار مردم افغانستان بسته اند. اصل در اسلام این است که مسلمانان نمیتوانند اماکن مذهبی مربوط به مسیحیت و یهودیت را مورد حملات تروریستی قرار دهند پس طالبان از کجا فتوای حمله بر مسجد را گرفته اند. به هر حال معلوم میگردد که کسانی که چنین اعمالی را انجام میدهند حس اسلامی و انسانی در آنها دیده نمیشود.

تروریزمی که حامیان آنها توانسته است مهر اسلامی بر پیشانی آن بزند و آن را طالب و ... نام نهاده است بیش از هر جای دیگر در قدم نخست منطقه و سپس جهان را به اضمحلال خواهد کشید. در حقیقت تروریزم را میانبری برای رسیدن به توسعه نیست بلکه خراب کردن تمام پلهائی است که پیش رو و عقب هر توسعه ای قرار دارد. به هر حال مردم افغانستان از دولت و جامعــه جهانی توقـــع دارنـــد تا حامیان اصلی تـــروریزم را به هر نحو ممکن قانع سازند تا دیگر از حمـــایت تروریزم بین المللی دســـت برداشته و در تحکیــم رونـــد صــلح در کشـــور سهیم گردند تا دیگـــر بســـاط طالبان، القاعــــده و ... از منطقـــه و جهـــان برچیده شـــود و گروه های متحجر مذبـــور نتواننـــد منطقـــه و جهــــان را به خـــاک و خــــون بکشنـــــد.

بااحترام

عبدالباصر "منصوری"

سقوط سطح محبوبیت

سقوط سطح محبوبیت

 روزنامه "شرق الوسط" چاپ انگلستان مقاله تحت عنوان سقوط سطح محبوبیت منتشر گردید:

اوباما وارخطاست،  جنرالان بر ضد سرقوماندان اعلی شان بسیج شده،  افغانستان - در نیمه میدان اوباما در انتخابات آینده ریاست جمهوری. این تیزس ها و تیزس های مشابه دیگر ماهیت کتاب منتشره اخیر بوب وود را تشکیل میدهند که موج جروبحث های داغ را بوجود آورده است. مؤلف در جریان یک سال با دقت ناظر کار اداره ریاست جمهوری امریکا بود، ده ها ملاقات را با آنهایی انجام داد که در مقامات عالی سیاسی شامل می باشند و با شخص رئیس جمهور امریکا نیز ملاقات نموده است. نتیجه این همه - کتاب - بیانات صاف و پُست کنده و تصورات ناخوش آیند در این باره می باشد، که رئیس جمهور که باور داشت که جنگ در افغانستان کار درست و برحق است، این خواب و خیال را از دست داده است. این جنگ، مانند هر جنگ دیگر، آزمون جدی برای آنهایی است که در مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری آمریکا پیشتاز می باشند. این حقیقت است که سطح محبوبیت و اعتبار بارک اوباما به سرعت سقوط میکند که علل آن نه تنها جنگ در افغانستان، بلکه بیکاری و بطی شدن سرعت رشد اقتصادی محسوب میشوند.

در مقاله گفته شده، سقوط سطح محبوبیت رئیس جمهور در شرق نزدیک نیز مشاهده میشود. این نه تنها زوال علاقمندی های مردم، بلکه نامیدی از انتخاب آنها می باشد. واضح است که منطقه تا به حال در مغالطه خوش آیند از ظفرمندی امریکایی افریقایی الاصل قرار دارد که جهت دیالوگ با جهان اسلام دعوت بعمل آورده است. ولی در خیابان های شهرهای عربی همین اکنون ناامیدی شان را از ناتوانی اوباما در باره به ارمغان آوردن صلح و ثبات به منطقه، از موضعگیری ناکافی جدی اداره امریکا نسبت به ایران و خواست قصر سفید در باره نزاع با سوریه، اظهار میدارند. مناسبات ایالات متحده امریکا با لبنان نیز رونق نمی گیرند، آنها در مورد مساعدت به حل بحران سیاسی در عراق ناتوان می باشند. این همه شکست کامل ستراتیژی شرق نزدیک امریکا را ثابت می سازند.

روزنامه "شرق الوسط" می افزاید، سیاست دانان امریکایی به اشباهات اداره ریاست جمهوری آنکشور که در دوران آن محور ایران - سوریه تحکیم یافته اشاره میکنند و این کار حکومت لبنان را در سرحد شکست قرار میدهد و ملل منطقه خود را نهایت ناراحت احساس کردند: چه کسی میخواهد یک جبهه دیگر را بگشاید؟ اداره امریکا نسبت به متحدین دمشق و تهران - حزب الله و حماس - نیز از قاطعیت کافی کار نمی گیرد. ناتوانی رهبری امریکا در مورد  پیشبرد مشی جدی به آن منجر شده که امیدها برای استقلال و دموکراسی در عراق و لبنان نقش بر آب شده. نتائیج انتخابات در عراق به نفع تهران و متحدین آن ثابت گردیده اند.

مقامات عالی امریکا در مورد تلاش های دمشق و حزب الله به منظور اختطاف نماینده حکومت به ارتباط دوسیه که در محکمه بین المللی بررسی میشود، باوجود آنکه او به خاطر اتهامات علیه سوریه پوزش خواسته بود، خاموشی اختیار نموده اند.

نویسنده مقاله میگوید، اوباما رئیس جمهور واقعیت گرا می باشد و به هیچکس، نه  به بوش پدر و یا نیکسون شباهت ندارد و به میانه روی بی طرفانه ترجیح داده و از چپگرایان و راستگرایان روگردان شده است. اگر چه او در انتخابات به کمک دموکراتان چپگرا پیروز گردید.

سیاست دانان عربی اماده اند نظر همکاران غربی شان را در این مورد قبول نمایند که اوباما به خاطر آنچه که سلف او در عراق انجام داده، قصور ندارد. و نه به خاطر آنکه مناسبات با دمشق قبل از ورود او به قصر سفید خراب شده بودند. ولی، سیاست دانان عربی و غربی در این باره اتفاق نظر دارند که اگر او مبتکر این مشی هم نیست، پس در هر صورت ادامه دهنده مشی قبلی می باشد.

پیام فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان


پیام فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان برای مردم در رابطه با ایجاد شورای عالی صلح در افغانستان

[logo.gif]
صلحی که عدالت را تأمین نکند و نابرابری را از میان نبرد خود آغازی برای صد جنگ دیگر است
از بدو تأسیس دولت کنونی افغانستان تحت زعامت حامد کرزی، بعدازحادثۀ یازدهم سپتامبر2001 و سقوط امارت ملا محمد عمر، یکجا با داخل شدن نیروهای بین المللی تحت قومنده امریکا در افغانستان، مردم شاهد آن اند که از یک سو نیرو های رو به افول طالبان و شبکۀ القاعده برخلاف انتظارات مردم افغانستان وجامعۀ جهانی، با هر اسم و رسمی که بود، تجدید نیرو و آرایش پیدا کرد و دوبارۀ به یک هیولای مدهشی که توان به چالش کشیدن بزرگترین نیروهای نظامی جهان را در خود دارد، مبدل شد

و از جانب دیگری هم دولت مردان شامل تیم افغان ملتی آقای کرزی در همسویی با رهنمود های اربابان ناتو و امریکایی خود، همواره تلاش نموده اند که جنگ کنونی را تغیر جهت و ماهیت بخشیده، با آوردن بخشی از این آدمکشان بی رحم دنیای معاصر، تحت نام طالبهای میانه رو و صدها عنوان دیگر، از مناطق شرقی وجنوبی به مناطق امن شمال و مرکزی کشور منتقل سازند.

این پلان ها طی ده سال گذشته بگونۀ که ایجاب مینمود عملی گردید، و دولت کرزی در همسویی با رهنمود ها ودساتیر مقامات ناتو واستخبارات سی آی ای، اکنون تلاش دارد که با یک چرخش یکصد وهشتاد درجه ای، همۀ آن جنایاتی را که طالبان تا حال مرتکب گردیده ومردم بیچارۀ افغانستان را متحمل آن ساخته اند نا دیده انگاشته وایشان را گویا از طریق مذاکره و مفاهمه، سهیم قدرت در دولت کنونی افغانستان نماید.

مسلماً فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان بمثابه یک تشکُل دادخواهانه هم همانند دیگر نیرو های صلح خواه وعدالت طلب کشور، خواهان اعاده و تأمین صلح در کشور بوده، و جداً آرزمند هست که روزی صدای تفنگ برای همیش وهمیش در سرزمین جنگ زده افغانستان خاموش و جای آنرا شور و نشاط زندگی در یک فضای آزاد ودموکراتیک به دور از هر نوع نا برابری و بی عدالتی اشغال نماید.
اما چنین صلحی که پیآمد آن برای همیش صلح باشد وعدالت، با آوردن جنایتکاران طالب که دست هر یکی از آنها با خون هزاران انسان بی گناه اعم از زن ومرد و پیر و کودک این خاک آغشته است، و هنوز هم که هنوز است این آدم کشان سیه روی وسیه جامۀ جلاد از هیچ کردۀ خود نادم نبوده، و فقط طلب خون از پیکر بی گناهان دارند، در چوکات دولت وسپردن اختیارات زندگی مردم در ید قدرت ایشان، هرگز بر آورده نخواهد شد
ما یقین کامل داریم که هیچ معجزۀ از طالب آدم کش، یک انسان متمدن و یک مسلمان راستینی که به ارزش های انسانی واسلامی ارج بگذارد، وهمۀ باشندگان این سرزمین را به دیدۀ هموطن متساوی الحقوق خود نگاه کند، و به قوانین رایج بین المللی در رابطه با زنان، اطفال، دارندگان ادیان و مذاهب دیگر، افراد وابسته به ملیت های مختلف احترام بگذارد، و بالآخره انسان را بدیدۀ انسان نگریسته و هر آن کسی را که پشتو ویا اردو حرف نزد کافر قلمداد نکند، ساخته نمیتواند.

پس تلاش های آقای کرزی و تیم برتری طلب او را از این برنامه ریزی های کذایی صلح چگونه میتوانیم ارزیابی نماییم و در پی این تلاش ها کدام اهداف شومی نهفته اند که مردم ما باید از قبل واقف آن باشند تا یکبار دیگر قربانی خوشباوری های دیندارانه و انسانی خویش همچون گذشته ها نشوند.

 1- کلیه قوانین دینی و دولتی جهان به این امر متفق القول اند که صلح بدون کیفر جنایتکاران فاقد جلوه های عادلانه بودن آن بوده و در حقیقت پامال سازی حق مظلوم در برابر عمل کرد های غیر انسانی ستمگاران را میرساند. پس صلحی را هم که آقای کرزی و متحدین بین المللی آن در صدد تحمیل آن بالای مردم بدبخت وستم دیدۀ افغانستان اند، در حقیقت امر صلح نه بلکه زیر پا گذاری خون هزاران انسان بی گناهی است که توسط جنایتکاران طالب، بگونه های مختلف آن به قتل رسیده وعلناً مسئولیت آنها را نیز این جلادان، با افتخار بدوش گرفته اند.

2- درشورای عالی و نام نهاد صلح آقای کرزی جایگاه ونقش مردم کاملاً مفقود، و اهداف آن غیر مشخص است. گردانندگان اصلی این شورا همان روی دیگر سکۀ طالبان در دولت آقای کرزی میباشند که، موجودیت و رشد امروزی طالبان مدیون لطف و همکاری های همه جانبۀ ایشان بوده، و اکنون نقش مجریان این شورا را عهده دار گردیده اند که این خود آغازی بس شوم در جهت پایان بخشی غایلۀ طالبانیسم در افغانستان است.

3- تمدن ستیزی، زن ستیزی و جنگ افروزی عدۀ کثیری از این پیام رسان های دروغین صلح واعضای شورای عالی صلح که همه دار و ندار زندگی امروزی ایشان محصول جنگ است نه هم صلح، خود پیام واضح وروشنی است به اینکه ساخت و بافت های پشت پرده در رابطه با صلح کاذبی که بازهم بنیادگرایان بی رحم در توافق با برادران طالبی ایشان، سرنوشت مردم و میهن ما را در اختیار گیرند در جریان است تا زمینه را به تحقق پلان های بعدی امریکا و انگلیس در منطقه مساعد گردانند.

4- پروسۀ مسلح سازی طالبها تحت نام پولیس محلی، توسط دولت در مناطق شرقی وجنوبی کشور، خود زنگ خطری است به اینکه ، عنقریب این پولیس های به اصطلاح محلی از چوکات محلی بودن خارج و به بهانۀ سرکوب به اصطلاح طالبان در مناطق شمال، مرکز و شمالغرب کشور اعزام و جابجا خواهند شد، و در جهت سرکوب مردم آن مناطق که تا امروز مانع از پیشروی طالبان بسوی سرحدات اوزبیکستان، تورکمنستان، تاجیکستان، قرقیزستان، قزاقستان وغیره گردیده اند، و هنوز هم طور شاید و باید به پروسۀ پشتونیزه سازی مناطق خود روی خوش نشان نداده اند انتقام گیری نمایند.

5- صلح درافغانستان هیچگاهی بمعنی حقیقی آن نمیتواند تأمین شود، مگر اینکه به حل عادلانه و دموکراتیک مسألۀ ملی در کشور که یک مسألۀ چندین بُعدی و مزمن بازمانده از گذشته هاست توجه جدی وهمه جانبه صورت نگیرد.

6- حل عادلانۀ مسألۀ ملی در چوکات قانون اساسی فعلی که خود یک قانون استبدادی در رابطه با حقوق اقوام و ملیت های محکوم کشور است، در هیچ حالتی ممکن نیست.

7- تغییر قانون اساسی و تغییر نظام توتالیتار ریاستی یا دولت متمرکز، به یک نظام غیر متمرکز (فدرال ریاستی، فدرال پارلمانی ویا شبه فدرالی) بادرنظرداشت خصوصیت زبان، اقوام و جغرافیه کشور، از شرایط اساسی پیاده شدن صلح در کشور ماست، که در کلیه مراحل قانون گزازی در رابطه با آن اغماض صورت گرفته است.

8- دولت آقای کرزی قبل از مفاهمه وسازش با طالبان، بعنوان یک نیروی سیاسی و نظامی مرتبط با مردم افغانستان، باید است یک تعریف مشخصی از طالبان و تروریسم ارائه دهد تا مردم افغانستان در روشنایی آن آگاه باشند که با چه گروهی از طالبان، و در تحت کدام شرایطی در آینده سروکار خواهند داشت.

فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان درحالیکه تأمین صلح را لطف بیکران رب العالمین، و نیازمندی تأخیر ناپذیر سرتا سر مردم کشور میداند، با صلحی که اسارت و نابرابری بخشی از مردم را در برابر بخش دیگر آن سبب شود، بمثابۀ بزرگترین جنایت ضد صلح وسعادت همگانی مردم افغانستان ارزیابی نموده و آنرا معادل با اعلان یک جنگ تاریخی دیگری میداند که چندین نسل دیگر باشندگان کشور ما را در مخاصمت های ناشی از بی عدالتی و بیدادگری قرار داده و دامنۀ جنگ را تا بی نهایت تمدید خواهد نمود که، ما از گذشته های تاریخ سر زمین خود درین رابطه نمونه های فراوانی را با خود داریم.

پس ای هموطن! بیا که دیگر ما در سدد امتیاز گیریهای نا مشروع از همدیگرتحت هیچ عنوانی نباشیم و به حقوق انسانی همدیگر احترام قایل شویم تا در کنار هم، به داشته های انسانی همدیگر ارج بگذاریم، تا بتوانیم جامعۀ انسانی و بری از نابرابری ها را برای نسل های امروز و فردای کشورخود بر پا داریم.
جنایتکارانی که به حقوق انسانی هموطنان من وتو تعدی نموده اند، متعلق به هیچ قوم وقبیله یی از میهن ما نیستند، قبیلۀ ایشان جدا وهمانا قبیلۀ جنایتکاران است، پس نشاید که با ترفند های همزبانی و یا هم همتباری تو را بفریبند و در خدمت جنایت پیشگان ات قرار دهند، همانند آنکه همین اکنون تمامیت خواهان حاکم بر دولت مشغول آن اند و آرزوی برده سازی عده ای از هموطنان ما را توسط عدۀ دیگر دارند. این خود جنایتی است بس بزرگ ونا بخشودنی که تخم نفاق را از طریق بذر بی عدالتی خواهان تداوم و توسعه میباشند.

باییست آگاهانه جلو گیری نمائیم وبه دنباله رو بی ارادۀ ایشان مبدل نه شویم

ما آیندۀ سعادتبارمردم خود را در آیینۀ یک دموکراسی واقعی میتوانیم تماشا نمائیم که در قالب آن جایی برای قوم برتر و قبیلۀ برتر ونژاد برتر وجود ندارد.

ومن الله توفیق

هیأت رهبری فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان

سیزدهم اکتوبر سال 2010 میلادی یا بیست و یکم میزان سال1389 هجری شمسی

ناامنی شمال به سود هیچ کس نیست

ناامنی شمال به سود هیچ کس نیست

تاجایکه به همه ساکنین  شمال کشور بخوبی واضح است که خود حکومت  قصد دارد با بهانه های گوناگون، بنام مصالحه با تمام مخالفین مسلح پشتون های یاغی وباغی را به حکومت سهیم نموده ،  نا امنی های شمال را  نیز از هرچه بیشتر گسترش دهند .

جنرال عبدالرشید دوستم

 9 سال قبل طلب نما های خارجی وداخلی تقریباً  به تمام اراضی کشور حاکم بودند،بانیروی هوایی و زمینی مجهز بودند.ولی  به همکاری مردم  قهرمان شمال تحت رهبری  جنرال عبدالرشید دوستم  در مدت چندروز تمام طالب هارا با دار ودسته شان برچیده میهن عزیز ما افغانستان را از وجود پلید، ناپاک اجنبی تصفیه نمودند، درآن روزها  صد درصد امنیت درافغانستان تأمین بود.

شماری از اگاهان مشکلات در درون حکومت را دلیل نا امنی در شمال کشور دانسته تأکید می کنند که از نا امنی ها در این ولایات هیچ کسی سود نخواهد برد.

به دنبال نگرانی مردم و شماری از نمایندگان ولایات شمال کشور در مجلس نمایندگان  از وضعیت امنیتی در ولایات شمال، مقامات امنیتی کشور و نیروهای آیساف پذیرفته اند که وضعیت امنیتی شمال روز به روز در حال بدتر شدن است.

در حالی که سخنگوی وزارت دفاع ملی، دلیل نا امنی در ولایات شمال را فرار طالبان از ولایات شرقی و جنوبی به این مناطق می داند، اما مقامات نیروهای آیساف در افغانستان، ورود طالبان خارجی و کمبود نیروهای امنیتی در شمال کشور را نیز از دلایل عمده بدتر شدن وضعیت امنیتی این مناطق بیان کرده است.

شماری از باشنده گان ولایت کندز ادعا میکنند که مخالفین توسط هلیکوپتر ها از جنوب به شمال انقال  داده میشوند.

از سوی دیگر شماری از آگاهان، عدم شفافیت راهبردهای جهانی در جنگ بر ضد هراس افکنی و نیز مشکلات در داخل حکومت افغانستان را از دلایل عمده جنگ و ناامنی در شمال کشور دانسته تأکید می کنند که ناامنی در این مناطق به نفع هیچ کس نخواهد بود.

جاوید احمدی جده

کاهش ارزش دالر در بازارهاي جهان

کاهش ارزش دالر در بازارهاي جهان

دالر

بسياري از سرمايه داران آمريكايي در پي تقويت اين احتمال كه بانك مركزي آمريكا براي كمك به وضعيت وخيم اقتصادي اين كشور به زودي اقدام به فروش اوراق قرضه خواهد كرد, روز چهار شنبه با نگراني به فروش دلار ادامه دادند و همين امر باعث كاهش شديد ارزش دالر شد.

كاهش ارزش دالر از شامگاه سه شنبه به وقت محلي و پس از نشست مقامات بانك مركزي آمريكا و انتشار گزارش بيلان ماهانه بانك مركزي در ماه سپتامبر آغاز شد.


اين گزارش و نتايج نشست , اين موضوع را نزد سرمايه گزاران آمريكا تقويت كرد كه برنامه اوراق قرضه از سوي دولت به زودي به اجرا در خواهد آمد.


بسياري از كارشناسان اقتصادي معتقدند كه اين عمل گرچه به اميد به جريان افتادن پول بيشتر در بازار هاي آمريكا صورت مي گيرد و ممكن است تا حدودي هم به چرخش پول كمك كند اما از سوي ديگر موجب باز هم پايين تر آمدن نرخ بهره ها خواهد شد و در نتيجه قيمت دالر از اين هم پايين تر خواهد آمد.


گروه پژوهشگران موسسه پژوهشي 'براون برادرز' در همين رابطه ياد آور شده است كه هراس و نگراني سرمايه گذاران آمريكايي از اين كه اقدام بانك مركزي سبب تضعيف بيشتر ارزش دالر خواهد شد ،باعث شده كه با سرعت بيشتري به فروش دالر روي بياورند و در نتيجه اين هجوم در آخرين ساعات روز چهار شنبه موجب شد كه ارزش يورو در بازار نيويورك به حدود يك دالر و 40 برسد.


گزارش همين موسسه حاكي است كه روز چهار شنبه ارزش برابري پوند انگليس نيز از يك دالر و 5778 ده هزارم دالر به يك دالر و 5893 ده هزارم افزايش يافته است در حالي كه ارزش دالر در مقابل ين ژاپن كاهش محسوسي پيدا كرد و از 81 و 88 صدم ين به 81 و 77 صدم تنزل يافت.

جلوگیری سی ان ان  پخش گزارش  جنایت آمریکا

جلوگیری سی ان ان  پخش گزارش  جنایت آمریکا

 سی ان ان

به گزارش مایکل وار، گزارشگر جنگ سابق سی‌ان‌ان که جنگ‌های افغانستان و عراق را از سال 2006 تا آوریل امسال پوشش داده است٬ گفت: این شبکه از پخش گزارش خبرنگاران خود در مورد جنایات جنگی نظامیان آمریکایی در عراق و افغانستان جلوگیری می‌کند.

مایکل وار که به‌عنوان گزارشگر امین سی‌ان‌ان شناخته شده است، گاهی اوقات برخلاف استاندارد خبری آمریکا صحبت می‌کند.

مایکل وار در توضیح یکی از این جنایات گفت: پسر بچه‌ای در یکی از روستاهای دور دست عراق که توسط القاعده اداره می‌شد، تنها برای محافظت از خود، سلاح حمل می‌کرده است. وقتی پسر بچه به خانه‌ای که مایکل  وار و سربازان آمریکایی در آن بودند، می‌رسد، بدون اینکه پسر بچه حرکتی خصومت‌آمیز از خود نشان دهد، یکی از سربازان آمریکایی او را از ناحیه‌ پشت سر مورد هدف گلوله قرار می‌دهد.

وی در ادامه می‌گوید، او و سربازان به مدت 20 دقیقه نفس‌های زجرآمیز پسربچه را تا وقتی بمیرد، گوش می‌کردند.

مایکل وار به بریسبان تایمز، گفت که در سال 2007 خود شاهد بسیاری از اتفاقات بوده‌ام و فیلم و گزارش تهیه کردم ولی شبکه خبری سی ‌ان ان تصمیم به پخش آن نگرفت و ادعا می‌کرد که فیلم‌ها دارای گرافیک بالایی است و قابل پخش نیست.

 

خدا نكند نا خوانده ها ملا شوند

خدا نكند نا خوانده ها ملا شوند

نمي دانم گناه از كم طالع گي ما مردم افغانستان است يا ديگران سرنوشت ما را هميشه وارونه  رقم مي زنند به ظاهر دولت موجود و خارجي هاي كه مانند بادار و سردار  در افغانستان حضور دارند مي كوشند كاري را انجام دهند كه بالاي وضعيت بد موجود تاثير مثبت وارد كند قلب شان و نيت شان را خداوند   بهتر مي داند ظاهر امر چنين است كه نوشتم انتخابات دور دوم رياست جمهوري كه يك سال قبل برگزار شده بود  با تقلب و تخطي همرا بود عوض بحران زدايي باعث باران فضايي شد اما چندي قبل  انتخابات دور دوم ولسي جرگه برگزار گرديد با وجود آنكه حضور و اشتراك مردم نهايت كم رنگ بود حداقل در اوايل چنين پنداشته مي شد كه گام مثبتي بطرف دمكراسي و مردم سالاري باشد  بعضي دوستان كه در سايت هاي انتخاباتي ولايت كابل اوراق راي دهي  شان در اوايل به زره بين ديده نمي شد و در شمارش اولي در حوزه هاي محل راي دهي  نهايت ضعيف بودند  حالا بعد از شمارش و اعلان كمسيون زياد راي بالا دارند خدا نكند كه اين دوستان نا خوانده يك شبه ملا شده باشند بدون ترديد هم كمسيون مستفل انتخابات و هم مردم وطن دوست افغانستان علاقمند آن بودند تا براي جهانيان يك حركت درست و منطقي ديگري را به نمايش بگزارند نه نمايش شد و نه همايش عوض آن گدايش باز  زخم بر زخم مردم ما افزود كمسيون مستقل انتخابات و كمسيون برسي شكايات هر دو بشمول مردمان كه در افغانستان وجدان بيدار دارند مي دانند تقلب تخطي و نارسايي هاي زياد در انتخابات دور دوم ولسي جرگه وجود داشته كه  بايد نمي داشت بعضي از دوستان كمسيون مستفل انتخابات و كمسيون شكايات را ملامت مي دانند بعضي ها تفنگ بدستان زور مندان و تقلب سالاران را و عده كارمندان و نيرو هاي امنيتي را من طرف دار سر زنش و ملامت شمردن هيچ كدام از اين ادارات و اين كمسيون ها نيستم تنها و تنها زمينه سازان طرق و شيوه اين طور انتخابات را با همين شيوه و همين وسيله ملامت مي دانم به طور مثال فرسنگ ها دور در يك قريه اوراق راي دهي صندق رنگ و با ساعت ها فاصله راه توسط يك فرد آن هم بالاي يك اسپ يا خر برده مي شود بعد از پر كردن صندق باز آورده مي شود سيستم كمپيوتري نيست كه در شرايط موجود اين هم يك خواب و خيال است كارمند استخدام شده براي يك روز يا يك هفته وظيفه دار است تقلب سالار هم والي است هم قومندان وهم ولسوال مامورين دولت هم سر جوال گير چه توقوع وجود دارد كه از تقلب جلو گيري شود مامور بيچاره  كمسيون را اگر كسي تهديد به قتل كند يا خدا نا خواسته او را بكشد كي پرسان مي كند دولت كه در كابل تسلت كامل ندارد در گوشه از بدخشان غور بادغيس يا كنر چه كرده مي تواند اكثريت كارمندان در محل انتخابات نه سوانح دارند و آينده يي طور كه ديده شده زيادتر شان را در محلات كساني معرفي كرده بودند كه استخدام شوند  تا قاشق از شوربا را به كاسه شان در روز انتخابات بريزند كمسيون محترم انتخابات كه در راس آقاي معنوي قرار دارد بشمول كمسيون برسي شكايات حركات و عملكرد شان تا كنون طوريست كه مقاومت كرده تسليم تقلب سالاران و حاميان شان نشده اند و عده يي محدود از تقلب كاران را جهت برسي به به نهاد هاي عدلي  معرفي كرده اند اما يا نخواسته اند يا جرعت نكرده اند كه نام اين عالي مقامان را بگيرند من تا اندازه به قوانين كشور بلديت دارم و مشكل افشا كردن نام ها را نيز مي دانم هيچ عيب ندارد كه گقته شود اين اشخاص مظنون و يا متهم اند باز مشكل حقوقي پيدا نمي شود و اعتماد مردم بالاي كمسيون زيادتر مي گردد اما آنچه كه بعداز اعلان نتايج نهايي در اين كشور جنگ زده سر بلند خواهد كرد 249 نفر يا حق يا نا حق ولسي جرگه راه مي يابند و اضافه تر از 2200 نفر ناكام اعلان مي شود تجربه نشان داده كه مردم افغانستان همه ده سيره اند هيچ كس آنچه كه مستحق بوده قناعت ندارد چون هميشه خيانت و جفا  ديده اند  حالا همه اعتماد را از دست داد ه به باور من اگر از همين حالا تدابير مشخص و عملي گرفته نشود آينده بحران آفرين همه را تهديد خواهد كرد .... حالا بدون هيچ نوع  شك و ترديد همه مي دانند  كه انتخابات دور دوم  پارلماني، بدتر و تقلب‌آميزتر از انتخابات رياست جمهوري برگزار شده و اين موضوع، جامعه را دچار شوكه كرده است. بدون ترديد اين شوكه در آينده‌یي نه چندان دور، تبعات خود را نشان خواهد داد و از جمله اينكه فاصله‌ی ميان دولت و مردم را كه در انتخابات رياست جمهوري سال گذشته افزايش يافت، به گونه‌ي سرسام‌آوري به يك بحران حاد مبدل خواهد كرد. گفته مي شود حكومت  به جاي آنكه به دنبال ايجاد فضاي همدلي و صميمیت در جامعه باشد، حركت‌هاي دموكراتيك و مردمي را به بازي‌هاي قومي و قبيله‌اي تبديل كرده و از آنها به نفع خود استفاده‌ ابزاري مي‌كند.

سخنان خالد پشتون يكي از نامزدهاي انتخابات مجلس دوم از ولايت قندهار را همه شنيده اند كه چه گفت من در آن مورد به خود حق تبصره را نمي دهم به باور من  تلاش براي انحصار قدرت در افغانستان پايان نيافته و هر روز به گونه‌هاي مشخصي ظاهر مي‌شود. اين تلاش‌ها كه با هدف راه پيدا كردن افراد وفادار به تيم تماميت‌خواه صورت مي‌گيرد تا دست تماميت‌خواهان را در اجراي برنامه‌هاي شان بازتر كند، زمينه را براي حركت‌هاي قوم‌مدارانه و گسست‌هاي اجتماعي بيشتر فراهم مي‌كند. اگر در انتخابات رياست جمهوري، اين گسست‌ها به شكل كم‌دامنه‌یي بروز كرد؛ ولي در جريان انتخابات پارلماني، به يك اصل بنيادين تبديل  خواهد شد

فضاي انتخابات پارلماني، دقيقاً فضاي جبهه‌گيري‌هاي قومي و زباني بود، نه فضاي دموكراسي و راي‌دهي‌هاي مردمي. اصل دموكراسي در كشور به يك شوخي قدرت تبديل شده كه تنها براي مصرف بيروني از آن استفاده مي‌شود، نه براي قانون‌مند كردن جامعه و يا ايجاد مشاركت سياسي در مسايل عمده‌ي كشوري.بعضي از از زمام داران  در نه سال گذشته، اين بازي را آغاز كرده و هر روز بر ابعاد آن مي‌افزايد. ابراز نگراني از فشارهاي خارجي بر انتخابات، هيچ معنايی ندارد مگر اينكه به خارجي ها بگويم   بگذاريد تا ما ، تقلب را بدون سروصدا انجام دهيم و آنچه را كه خود به نفع خود  مي‌دانيم، اعمال كنيم.

پس از اعلام نتايج انتخابات دور دوم  پارلماني، در كشور چند مورد بدون شك اتفاق مي‌افتد كه لازم است از حالا در باره‌ي آنها سخن گفته شود؛

1 دامنه‌ي اختلافات قومي و زباني در كشور به سطح بي‌سابقه‌اي افزايش مي‌يابد،

2 تنش‌ها و درگيري‌هاي مسلحانه از محدوده‌ي طالبان و گروه‌هاي افراط‌گرا به ديگر گروه‌ها و جريان‌هاي سياسي گسترش پيدا مي‌كند كه مشكل ديگري بر  مشكلات ما افزوده خواهد شد

3: جلو گيري از وضيعت امكانات خود را از دست مي دهد ، و آنارشي و هرج و مرج بدون مهار، جامعه را خواهد گرفت ،

4:مهاجرت و  فرار افغان‌ها به ديگر كشورها دوباره به شكل گروهي و جمعي امكان آن را دارد كه آغاز ‌شود،

5: نهادهاي امنيتي از جلوگيري بحران امنيت عاجز خواهند ماند ،

6  بعضي از مردم افغانستان يك ‌بار ديگر آله‌ي دست كشورهاي همسايه و از جمله پاكستان خواهند شد  .

اين مسايل، بدون شك پس از اعلام نتايج انتخابات  دور دوم پارلماني در كشور قابل پيش‌بيني است و عامل آن، كسي ديگري نيست بجز تقلب كاران و حاميان  شان حالا جهت جلو گيري از اين بحران يك راه وجود دارد كه كمسيون محترم مستقل انتخابات در راس آقاي معنوي و كمسيون محترم برسي شكايات تا آخر مقاومت كرده تسليم هيچ گونه زور و زر نشوند صداقت و اهليت اين هر دو كمسيون مي تواند كشور را از بحران كه در آينده در حالت آبستن است نجات دهد آقاي معنوي و همكاران محترم شان و كمسيون محترم برسي شكايات از اين دو كليمه يكي را براي آينده خود

انتخاب كنيد مردم افغانستان در آينده شما را  ( بت شكن خطاب كنند يا بت فروش ) اختيار و انتخاب با  شماست . يا هو

 ۱۷ میزان ۱۳۸۹

احمد سعیدی

افشاي اطلاعات محـرمانه دولت آمريكا

افشاي اطلاعات محـرمانه دولت آمريكا
نيويورك - هماهنگ كننده 16 نهاد امنيتي آمريكا مي گويد كه باراك اوباما رييس جمهوري اين كشور شديدا نگران انتشار اطلاعات محرمانه دولتي از سوي كاركنان اين نهادهاي امنيتي است.

جيمز كلپر مدير مركز اطلاعات ملي آمريكا روز چهارشنبه به خبرنگاران گفت : آژانسهاي اطلاعاتي بايد ممنوعيتهاي بيشتري را در خصوص شراكت اطلاعات ميان كاركنانشان وضع كنند.
كلپر در كنفرانسي كه در ارتباط با اصلاحات اطلاعاتي در واشنگتن برگزار شده بود گفت :من از اينكه رييس جمهور نگراني و هراس بسيار خود را در ارتباط با افشا اسناد محرمانه در اين كشور مطرح كند , شرمنده شدم.
وي افزود: افشاي مطالب محرمانه به رسانه ها هم موضوع مهمي است زيرا برخي از مقامات ضمن آنكه مي خواهند نامشان مطرح نشود موارد مهمي را در اختيارشان مي گذارند.
كلپر گفت : اين وضعيت از جانب كاركنان آژانسهاي دولتي بيشتر ديده مي شود كه از زمان يازدهم سپتامبر سال 2001 به اين سو افزايش هم يافته است.

جنگ سرد بین چین وآمریکا آغاز شده است

جنگ سرد بین چین وآمریکا آغاز شده است

      چین وآمریکا

در همين راستا، اوباما براي مقابله با چين،‌ در نشستي كه با رهبران 10 كشور عضو اتحاديه كشورهاي جنوب شرقي آسيا (آ سه آن)‌ در 24 سپتامبر (2 میزان) برگزار كرد اظهار داشت كه به عنوان رئيس جمهوري امريكا به روشني نشان داده است كه كشورش خواهان‌ ايفاي نقش رهبري در آسياست.

با افزايش تلاش هاي چين براي گسترش نفوذ سياسي و اقتصادي خود در قاره آسيا و پافشاري اين كشور بر ادعاهاي ارضي خود، به نظر مي رسد كه جنگ سرد نويني در آسيا بين پكن و واشنگتن در گرفته است.

به گزارش پايگاه اطلاع رساني نشريه ’تايم’ نوشت: پس از آن كه جاپان در جنگ جهاني دوم شكست خورد به تعهدات خود نسبت به صلح بين المللي پايبندي نشان داد، حال آن كه چين به تازگي مسير انفجار اقتصادي خود را به فلسفه ’توسعه صلح آميز’ پيوند زده است. اگرچه هر دو كشور از واژه ’صلح’ استفاده مي كنند، اما هر گاه كه بتوانند جنگ واژگان را عليه يكديگر به كار مي گيرند؛ به گونه اي كه بسياري از آن چه در آينده پيش خواهد آمد، در هراسند.

افزايش اختلافات بين دو كشور از ساز و كار تغيير قدرت در منطقه آسيا - اقيانوسيه حكايت دارد. مقامات چيني اعلام كردند كه تابستان امسال اقتصاد اين كشور از دومين اقتصاد بزرگ دنيا، يعني جاپان، پيشي گرفته است. اكنون چين كه به شدت نيازمند انرژي هاي فسيلي است در حال گسترش نفوذ و قدرت جغرافيايي - سياسي خود است. اگرچه شايد جزاير ’ديااو يو/ سنكاكو’ پوشيده از صخره و براي زندگي مناسب نباشند، اما گمان مي رود ذخايري از گاز طبيعي اين جزاير را به محاصره خود در آورده باشند.

پكن در ماه اوت اعلام كرد كه يك زير دريايي را به اعماق ’درياي جنوب چين’ فرستاده تا پرچم اين كشور را در بستر آب هاي اين دريا فرونشاند. ادعاي چين در مورد مالكيت تقريبا’ تمام بخش هاي درياي جنوب چين، خشم ديگر كشورهاي اين منطقه را برانگيخته است، زيرا هر يك معتقدند كه در بخشي از اين پهنه گسترده آبي، به نوبه خود سهمي دارند.

همزمان با شكايت چين نسبت به نحوه برخورد نيروهاي دريايي جاپان با كشتي ماهيگيري چيني و خدمه آن، مقامات ويتنام هم نسبت به توقيف ماهيگيران ويتنامي توسط نيروهاي دريايي چين به خاطر ورود به آب هايي كه پكن بر آن ادعاي مالكيت دارد، اعتراض كردند. جزاير مرجاني ’اسپراتلي’ و ’پاراسل’ بخشي از نقاطي هستند كه شش كشور بر آن ها ادعاي مالكيت دارند. گفته مي شود كه اين جزاير از ذخاير استخراج نشده قابل توجهي از نفت و گاز طبيعي برخوردار است.

’ون جياباو’ نخست وزير چين، در اواخر ماه سپتامبر به خاطر اختلاف بر سر اين جزاير از ملاقات با همتاي جاپاني خود در شهر نيوريورك خودداري كرد. ’سيجي مائهارا’ وزير امور خارجه جاپان، گفت كه هيلاري كلينتون همتاري امريكايي اش به وي گفته است كه جزاير ’ديااو يو/ سنكاكو’ مشمول بند 5 پيمان امنيتي امريكا و جاپان مي شود كه بر اساس آن امريكا بايد در صورت تعرض و حمله به اراضي متعلق به دولت جاپان، از آن دفاع كند. تايم در ادامه تصريح مي كند كه باور اين امر دشوار است كه امريكا به خاطر جزايري كه پوشيده از صخره هستند، به فكر جنگ با چين باشد. با اين وجود، دلگرمي هاي واشنگتن براي كشوري كه سايه سنگين همسايه اي بزرگ و قدرتمند بر آن افكنده، خوشايند است.

اما اين تنها جاپان نيست كه چنين احساسي نسبت به چين دارد. با افزايش سلطه اقتصادي و سياسي چين بر آسيا، درست زماني كه به نظر مي رسد واشنگتن گرفتار باتلاق جنگ هاي عراق و افغانستان است، ديگر كشورهاي آسيايي هم از امريكا مي خواهند تا بار ديگر توجه سياست خارجي خود را به بخش شرقي آسيا معطوف كند. كشورهايي آسيايي در حالي چنين درخواستي از امريكا دارند كه چين در حال گسترش نفوذ خود در آسياست و بر سر افزايش نفوذ در اين منطقه با امريكا به رقابت مي پردازد. اما اين كه اين رقابت به سود يا ضرر آسياست، بايد صبر كرد و منتظر آينده بود.

امريكا نيز اين موضوع را مورد توجه قرار داده است. جنرال ’رابرت ويلارد’ فرمانده نيروهاي امريكايي در منطقه اقيانوسيه، در ارزيابي صريحي كه اوايل سال جاري انجام داد، به كميته نيروهاي مسلح كنگره امريكا گفت كه افزايش دو برابري بودجه نظامي چين طي دهه گذشته گوياي آن است كه طرح نوسازي سريع نظامي چين شايد با هدف به چالش كشيدن آزادي عمل امريكا در منطقه يا حمله به خاك همسايگانش كه شامل همپيمانان و شركاي امريكا نيز مي شود و يا تهديد آن ها، طراحي شده است.

در همين راستا، اوباما براي مقابله با چين،‌ در نشستي كه با رهبران 10 كشور عضو اتحاديه كشورهاي جنوب شرقي آسيا (آ سه آن)‌ در 24 سپتامبر (2 میزان) برگزار كرد اظهار داشت كه به عنوان رئيس جمهوري امريكا به روشني نشان داده است كه كشورش خواهان‌ ايفاي نقش رهبري در آسياست. تايم در ادامه مي نويسد: به عنوان نمونه، روابط دو جانبه امريكا و ويتنام تا جايي پيش رفته است كه دو كشور در ماه اوت (مرداد/سنبله) تمرين نظامي مشتركي را در درياي جنوب چين انجام دادند. چين از برگزاري اين تمرين نظامي مشترك همانند مانور مشترك دريايي امريكا و كره جنوبي در ’درياي زرد’ در نزديك سواحل چين ابراز ناخشنودي كرد.

ويتنام همگام با ديگر اعضاي ’آ س آن’ كه با چين بر سر جزاير اسپراتلي و پاراسل اختلاف دارند، از اين گفته كلينتون كه حل و فصل صلح آميز اختلافات ارضي در درياي جنوب چين به مثابه منافع ملي امريكا است، ابراز شادماني كرد. به گفته ’شن دينگلي’ مدير مركز مطالعات امريكا در دانشگاه فودان چين، اين تصور در ميان برخي از چيني ها وجود دارد كه امريكا خواهان ضعيف كردن چين و استفاده از كشورهاي ديگر براي بازداشتن پكن است. اكنون احساسات ملي گرايي در چين در حال افزايش است كه بدون شك اين احساس را در ميان رهبران چين ايجاد مي كند كه بايد بر سر هرگونه مناقشات ارضي با جاپان، موضعي قاطع اتخاذ كرده و با جديت گفت و گو كنند.