
تاج محمد ( فعال ) آگاه امورسیاسی
دولت ومسؤلیت های آن در برابرملت
دولـت عبارت ازسـازمان سـیاسی جامعه، یا بعبـاره دیـگـرمهم تـرین وسیـله بـرای تامیـن تسلط طبـقه ای است که ازنظراقتصادی درجامعه نقـش حاکـم دارد.
وظیفه اساسی دولت حفظ و تحکیم آن نظام اقتصادی و دفاع ازآن طبقه ای است که زاده آن می باشـد. ازنظرتاریخی، دولت هم زمان با پیدایـش جوامع منقسم بـه طبقات به وجود آمـده است. ازهمان زمانی که دوران بــرده داری با دو طبقه اصلی بـرده گان و بـرده داران پیدا شد، دولت نیزبه مثابه ارگان سیاسی که وسیله تامین منافع برده داران علیه برده گان بود، ایجاد گردید.
وسـایل اساسی که دولـت بـرای انجام وظایـف خود بکارمی برد عبارت است از، اردو یا ارتش، پولیس، دستگاه های امنیتی واطلاعاتی، دستگاه قضائی، زندان ها وغیــره.
بنآ لازم است بین نوع دولـت و شکل آن بایـد تفـاوت قائل شـد.
طوریکه آشکار است درجوامع طبقاتی سه نوع دولت مشروعیت داشته و دارد.
اول / دولت نوع برده ادری / دوم دولت نوع فیودالی / سوم دولت نوع سرمایه داری
بایـد گفت درهریک ازیـن دوران هـای اجتماعی - اقتصادی، صرف نظـرازاشکـال حکومتی، نوع دولت وماهیـت آن یکسان است. ولی شکل هر دولت ممکن است دراین یا آن کشورو درهـردوران معین فرق کند ماهیت طبقاتی و اقتصادی آن می توانداشکال مختلفی به خود بگیرد. اشـکال دولت اغلب وابسته به شرایط تاریخی، سنن گذشته حفظ تسلط طبقاتی درهرجامعه است.
مثلآ جمهوریت یا سلطنت ازاشکال دولت است. هـریک ازآنها میتوانـداشکال مختلفی پـیداکند، مثل سلطنت مشروطه یا سلطنت استبدادی، جمهوری با قـدرت پارلمانی یا جمهوری با اختیارات رئیس جمهوروغیره.
همانگونه که گفته اند، درنظام برده داری هـم شکل حکومت سلاطیـن خود کامه وجود داشـت وهـم شکل جمهوری مثلآ (دریونان باستان ) ولی این تفاوت درماهیت دولت درآن زمانکه نوع برده داری بود تغیری وارد نمیکرد.
جمهوریت شکلی ازحکومتی است که درآن ارگانهای عالی قـدرت دولتی برای مدت معینی انتخاب میشوند
سلطنت یـا ( نظام شـاهـی ) آن شکلی است که یک شخص تنها بر پایه وراثی رئیس کشوراست.
گرچه درعصر حاضردراکثریت کشورهای جهان سیستم سلطنتی به منزله یک رژیم کهنه به تاریخ سپرده شده ولی تا هنوزدر بعضی ازکشورهای معدود بنا به برخی سنن و رسم و رواج های پزیرفته شـده همان ملت بجای خود باقیست.
بدون آن که شاه قدرت و اختیارویژه ای داشته باشد یعنی یک مقام غیر مسوول است.
چنین است شکل حکومت سلطنتی در کشور های نظیرانگلستان، سویدن، هالند وناوری و غیره اینگـونه دولت را بنام سلطنت مشروطه می نامند که درآن شاه فقط سلطنت میکـند نه حکومت و کلیه قـدرت ازمردم بـوده متعلق به ملــت می باشد.
حال لازم می بیـنم نظـرکـوتاه و مختصری در رابطه به حکومت یا دولت جمهوری اسـلامی افغانســتان که از مدت 9 سال به اینطرف بریاست جناب کرزی تحت اداره کشورهای خارجی درراس امپریالیزم امریکا فعالیت دارد حضورخوانـنده گـان گـرامی نکات چنــد را ارائه داشتـه بـه کمـبودی هــا وناتوانی هـای ایــن دولـت اشاره نموده ازمدیریت نا سالم جناب کرزی پرده بردارم.
1/ ازبـدوتاسیـس حکومت انتقالی الـی دستـیابی به دو دورریاسـت جمهوری، دوران کارکـرد جناب کـرزی را بطوردقبـق تحت ملاحظه ومطالعـه قـراربدهم درمی یابیـم کاملآ بیک رژیم دکتاتـوری خود کامه مطابقت داشته جزمنافع خود وحلقه مربوط به شخص ایشان درآن مطرح نبوده حتی الوسع کوشیـده اند درموقع خطر ناک وضع سیاسی با گروپ های تنظیمی با زیرپا کردن منافع ملی به معامله نشته جهت بدست آوردن مطلب خویش ازهیـچ گونه سازش دریغ نورزیده است. درین باره مثال های زیادی موجود است ولی بطورفشرده می نگارم.
مانـند ائتلاف جناب کـرزی با محتـرم مارشال فهیـم، با محترم سـترجـنرال عبدالـرشید ( دوسـتم ) ومحتـرم جاحی محمد ( محقق ) درانتخابــات ریاسـت جمهوری دور دوم کشور. وعملی نکردن وعده ها خلاف عقـد پروتوکول فی بـین جنرال دوستم، محترم محقق و جناب کرزی منجربه اختلافات گردیـد که تا هنوزتنش ها وفضای نا مطمـین آن پا برجاهست.
2 / نقطه دیگری که بیـش ازهمه باعث تشویــش و نا آرامی ملـت و جامعه جهانی گـردیـده است اوضاع نا مطمـین کشور، بقـدرت رسیــدن دوباره طالبان با قـوت بیشـترازگــذشـته، فـساد اداری، اختطاف، دزدی، عـدم تـوجه دولت به افـراد با اقــتدارمسلح و بی تـفاوتی دولت دراموراداره و ارگانهای دولتی بخصوص به درامه دنبـالـه دار انتخابات پارلمانی نا دیده گرفتـن آرای ملـت وغیره وغیره که دارد تبدیــل بیک تراژیدی بزرگ گردد.
3 / همانگـونه که بهمه گـان روشـن است. دولت مکلفیت های دربرابرملـت واتباع کشورداشتـه ودارد. از جمله دفاع ازتمامیت ارضی، حراست و نگهبانی ازدین مقدس اسلام، حفاظت اتباع کشورازستم زورمندان واشخاص باج گــیر. دفاع ازمال وجان، شرف وناموس شهـرونــدان وحمایت ازآنان دربرابرتجاوزگـران وستمگاران، آماده ساختن شرایط کار، تعلیم وتربیه، صحت وسلامتی به افــراد جامعه. وغیره ولی آنچه تزکریافـت. درچهارچوب اداره جناب کرزی تطبـیق نکات بالا جوابگوی حال واحوال ونیازمندی های ملـت نبوده به قناعت ایشان پـرداخته نشد بنـآ ازیـن رهگـذرشکایات انتـقادات بیشماری علیـه حکومت بالا گرفـت
کـه متاسفانه کمترشنیــده شـد. بطورمثـال.
نبود امنیت سراسری درکشور، بالا ګرفتن تنش های ملی و مذهبی، ترور شخصیت های مردمی و بانفوذ
تجـاوزبرناموس مردم، بخصوص بالای دختـران خوردسال و پسران. اختطاف تجارملی وسرمایه داران کشور، دزدی و چپاول وغارت اموال مردم ذریعه اشخاص تفنگ بدست.
نبود کاربه آنانیکه به نان خـوردن محتاج انـد. بالاخـره نبود شرایط مطمین زنده بودن وزندگی کردن.