درپی تظاهرات مردم تخار چندین کشته وزخمی

درپی تظاهرات مردم تخار چندین کشته وزخمی

تخار

مسوولان امنیتی در ولایت تخار می گویند در نتیجهء تظاهرات مردم امروز در شهر تالقان مرکز این ولایت 7 تن از مظاهره کننده ها کشته و بیش از 30 تن دیگر زخم برداشتند.

تخار

شاه جهان نوری قوماندان امنیهء این ولایت با تایید این ارقام گفت که تظاهرات هنوز هم ادامه دارد و نیروهای امنیتی در تلاش تحت کنترول در آوردن وضعیت در این شهر هستند.


تخار
اما شماری از تظاهرکننده ها ادعا کردند که در نتیجهء تیر اندازی نیروهای امنیتی 10 تن کشته و 50 نفر دیگر زخمی شده اند.

تخار

درپی عملیات نیروهای ناتو درقریهء گوملی مربوط مرکزتخارچهارفردملکی به شمول دوزن ودومرد کشته شدند.

تخار

فیض محمدتوحیدی سخگوی والی تخارمیگوید که این عملیات حوالی ساعت 12 شب گذشته ازسوی نیروهای اسپیشل فورس ناتو بدون همآهنگی بانیروهای افغان انجام شده است.

تخار

توحیدی نیزکشته شدن چهارفرد ملکی رادرعملیات نیروهای ناتو که شامل دوزن ودومرد میشون تائید کرده میگوید که این عمل خشم مردم را دراین ولایت برانگیخته ودست به تظاهرات گسترده زده اند.

تخار

حاجی نظام الدین یکتن ازباشنده گان شهرتالقان که درمظاهرهء امروزی شرکت داشت ، هدف ازراه پیمائی مردم را واکنش علیه عملیات خودسرنیروهای ناتووکشتارافراد ملکی عنوان کرد.

تخار

وی درحالی که درواکنش به کشتارافراد ملکی علیه نیروهای ناتوشعار میداد؛ افزود که ازدولت میخواهند تاجلوعملیات خود سر نیروهای خارجی وکشتارافراد ملکی را دراین ولایت بگیرند .

تخار

به باور وی افراد کشته شده درتالقان هیچگونه روابطی بامخالفان مسلح دولت نداشتند.

تخار

 

سید نعمت الله ذکی

اعتراضات مشرانو جرگه

 مشرانو جرگه

اعتراض شديد مجلس سناي افغانستان به تهاجم فرهنگي غرب در اين كشور 

 مجلس سناي افغانستان روز سه شنبه در نشست خود دولت را مقصر رسوخ تهاجم فرهنگي غرب به ويژه در تلويزيون هاي اين كشور خواند و خواهان مقابله جدي با اين پديده شد.

'فضل هادي مسلم يار' رئيس مجلس سناي افغانستان گفت: تهاجم فرهنگ خارجي بر اعتقادات و حس وطن پرستي جوانان كشور تاثير منفي مي گذارد.


وي خواهان اقدام جدي دولت در مقابله با ورود فرهنگ منحط غرب در افغانستان شد.

نائب رئيس دوم مجلس سناي افغانستان نيز گفت كه وزير اطلاعات و فرهنگ اين كشور در نشست آينده فراخوانده مي شود تا به موارد مدنظر نمايندگان درباره رسوخ نمادهاي تهاجم فرهنگي پاسخ دهد.


نمايندگان مجلس سنا پخش فيلم ها و سريال هاي تلويزيوني غربي نامناسب با فرهنگ اسلامي افغانستان را مورد انتقاد قرار دادند و آنها را نماد تهاجم فرهنگي دانستند.

اين نمايندگان مجلس سنا اظهارداشتند كه ادامه پخش اين فيلم ها، جوانان و نوجوانان را به بيراهه مي كشاند.


'گل احمد عظيمي' يكي از نمايندگان مجلس سنا گفت: تهاجم فرهنگي از طريق تلويزيون ها و موسيقي هاي مبتذل بسيار نگران كننده شده است.

' نثار حارس' ديگر عضو مجلس سنا نيز گفت: تهاجم فرهنگي موجب شده در اداره هاي دولتي دو زبان رسمي افغانستان ( فارسي و پشتو) به فراموشي سپرده شود و به جاي آن زبان انگليسي مورد استفاده قرار گيرد.


اين اعتراض نمايندگان مجلس سنا درحاليست كه برخي مقام هاي ديگر افغان همواره از نفوذ بي حجابي به ويژه در نهادهاي دولتي اين كشور هشدار داده بودند.


پيشتر نيز وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان چند تلويزيون خصوصي اين كشور را به علت رعايت نكردن ارزش هاي اسلامي لغو مجوز كرده است.

دو ماه پيش نيز وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان در بيانيه اي خواستار توجه رسانه هاي اين كشور به ارزش هاي اسلامي شد.


افغانستان حدود 40 شبكه تلويزيوني در كنار دهها راديو و نشريه خصوصي دارد كه به دنبال ورود نظاميان خارجي در اين كشور، نگراني مردم و مقام هاي افغان درباره نفوذ ضدارزش ها و بي بندوباري را به دنبال داشته است.
 

یاوز دردلی

حادثۀ خونین شبرغان

حادثۀ خونین شبرغان

در آستانه ی حادثۀ خونین شبرغان به نیت همدری با نزدیکان قربانیان این روز خونین مصاحبه داریم با محترم محمد شریف یک تن از اشتراک کنندگان این حادثه.

شبرغان
خبرنگار: شریف اکه در رابطه به تظاهرات هفتم جوزا در شبرغان معلومات بدهید.

جواب: در هفتم جوزا 1385 اهالی شریف شهر شبرغان راهپیمایی را بخاطر برطرف شدن والی شبرغان بنام جمعه خان همدرد در جاده های شهر براه انداختند.

این راه پیمایی در كام حادثه خونين و خشونتبار فرو رفت و بنام روز خونین درصفحه ی تاریخ جا گرفت.

تظاهرات و راهپیمایی های مسالمت آمیز درنظام دمو کراتیک نماد دمو کراسی است و ماکشور خود را درآستانۀ دموکراسی میدانیم.روز هفتم جوزا راهپیمایی عمومی مسالمت امیز در شهر شبرغان به راه افتاد. در این تظاهران به هزاران تن از شهریان شبرغان زن و مرد، پیر جوان همه اشتراک نموده بودند مظاهره کننده گان شعار های عدالت خواهی داده پشتبانی خود را از ذعیم بزرگ شان جنرال عبدالرشید دوستم رهبر جنبش ملی افغانستان ابراز نموده و بر کناری جمعه خان همدرد را شعار میدادند. وقتیکه مظاهره چیان در قسمتی از شهر شبرغان در حال راه پیمایی بودند از سر بام مورد گلوله باران قرار گرفتند و تعدادی زیادی زخمی و شهید شدند وضع راهپیمایی بر هم خورد . من قتل عام شنیده بودم در آن جا دیدم .همه وحشتزده شده راه خود را گم کردند و تعدادی زیادی مصروف انتقال زخمی ها به شفاخانه شدند موتر و امبوسلانس موجود نبود بعضی به مو ترو به هر شکل که بود مجروهین به شفاخانه انتقال داده شدند . این عمل بی رحمانه خشن و انزجار مردم را بر انگیخته بود. شهریان شبرغان آماده هر گونه قربانی بخاطر انتقام شدند.اما جنرال دوستم و سایر موسفیدان همه را تسلی میدادند و نمی گذاشتند که جوانان دست به خشونت بزند.)

سوال شما از جنرال دوستم نام بردید جنرال دوستم چه عکس العمل ازخود نشان داد؟

جواب: جنرال عبدالرشيد دوستم رهبر جنبش ملی و اسلامی افغانستان با ایراد بیانیه یی مردم را به صلح و ارامی دعوت نموده برخورد بی رحمانه و خشونتبار پوليس را كه سبب به خاک و خون غلطیدن هموطنان ما گردید يك جنايت وحشتناك و ضد انساني خوانده گفت: (اگر اين جنايات بررسي نشود، او بي تفاوت نخواهد ماند.)

سوال : شریف اکه این جنایت نا بخشیدنی توسط کی اجرا شد؟

جواب:این قتل عام و جنایت نابخشودنی به امر شخص بی هویت و ضعیف النفس و یکی ازآدمکشان حزب اسلامی گلبدینی جمعه خان همدرد که والی بود با پشتبانی حکومت کرزی انجام یافت که در نتیجه تعدای از راهپیمایان به خاک و خون غلطیدند.

سوال دولت در آنوقت در رابطه چه تصمیم گرفت؟

دولت در آن وقت به جای آنکه به ضعف اداری خود پی ببرد به طرفداری از جمعه خان قاتل، بی انصافانه طیارات بم افگن نظامی را در هوای شهر شبرغان به پرواز در آوردند.و فضای شهر را بیرحمانه وحشت بار ساختند و قوای آیساف را با تجهیزات مجهز و سایط نظامی اش درشهر شبرغان مستقر ساختند. و شخص قاتل جمعه خان همدرد را به منصب وزیر
مشاور ارتقا داد تا دیگر آدمکشان فاشیستی تشویق به نابودی ملیتهای افغانستان شود.

سوال: شریف اکه: پرواز طیارت نظامی و و مستقر شدن قوای مجهز آیساف در آن چه ضرورت بود.؟

جواب:این حادثه خونین قبلآ توسط دشمنان فاشیستی به خاطر سر کوبی هر گونه صدا حق
خواهی تورکها بودند . آنها فکر داشتند با قتل عام در راهپیمایی جوانان شبرغان به دفاع خود دست به سلاح می برند و این یک چانس خوب بخاطر به خاک یکسان شدن شبرغان میشود. قوای نظامی آیساف به چنین روحیه با اطلاعات نا درست آماده شده بودند .اما جنرال دوستم و موسفیدان نهایت با حوصله مندی از خرد کار گرفتند و جوانان را به آرامی دعوت کردند.

سوال : به فکر شما جنرال دوستم و موسفیدان در مقابل قوای آیساف و کرزی خود را ناتوان احساس کردند ؟

جواب: اگر ضرورت باشد به صد ها سرباز داوطلب داریم که برود که هر یک آن به تنهای خود جمعه خان همدرد را به هر جا است نابود کند. غیرت شهامت سربازان جنرال دوستم به همه معلوم است . اما ما در همکاری با قوای بین الملل بخاطر آرامی وطن ونابودی تروریزم تعهد داریم ، این جبر و جفا را بخاطر آرامی و سرنوشت آینده وطن و
اولاد های ما تا حد طاقت می پذیرم.

سوال: به فکر شما چرا دولت به طرفداری از یک قاتل مانور اجرا کرد؟

جواب :از سالیان دراز بدین طرف حکومات جابر هر گونه ظلم و جبر را بر ما روا داشته اند و یک بار دیگر باین مانور های ظالمانه وانمود کردند که مردم صلحشور شبرغان همان زور و فشار فاشیستی گذشته را باید بپذیرند.امروز هر فرد مظلوم و ستمدیده به بلوغیت سیاسی خود رسیده است نمیتوان با چنین قتل و ظلم راه اراده وخواست های مردم را نادیده گرفت . هر ظلم که میکنند در حقیقت ظلم بر خود می کنند چه خوب گفته اند (چراغ ظلمت تا محشر نمیسوزد)

سوال: شما گفته های جنرال دوستم را به زبان آوردید که (اگر اين جنايات بررسي نشود، او بي تفاوت نخواهد ماند.) اما بر عکس جمعه خان همدرد به منصب بلند تر گماشته شد و صلاحیت های بیشتر در دست دارد و اما نقش جنرال دوستم در رهبری کشور کمرنگ تراست.

جواب: امروز شرایط در افغانستان طوری دیگری شده است. ما از جبهه جنگ به جبهه آموزش و آبادی گذشته ایم با وجود آنکه دولت در ساحه ی عمرانی سمت شمال توجه لازم ندارد. ولی مردم همه انرژی خود را جهت فراگیری آموزش و تعلم و تربیه صرف می کنند تا در آینده در رشته های خود کار کنند و در نبرد بخاطر زنده ساختن فرهنگ پارینه ما که در سده های اخیر مورد تهاجم حکومات فاشیستی قرار داشت قرار گیرند. تا ما مجبور نشویم دو باره دست به سلاح ببریم. این را بدانید که خلق ما ادامه ی استبداد طالبی وفاشیستی را به هیچ وجه نمی پذیرد.

سوال: نظر به حکایت شماحادثه خونین شبرغان هفتم جوزا یک جنایت آگاهانه بوده است. تاثر بد میان اقوام نمیکند؟

جواب: در سمت شمال کشور ما از قدیم ها اگر در فامیل طفل گریه می کرد مادر آن بخاطر آرام ساختن طفلش میگفت (جم بول اوغان کیلدی) به معنای (آرام شو که اوغان میشنوه و میایه و تو ره میکشه ، میخوره) طفل با شنیدن این کلیمه از ترس آرام میگرفت.
این جمله وحشتناک در رگ و پود هموطنان ما جا گرفته بود. یکبار دیگر توسط جمعه خان همدرد در ذهن هموطنان تازه ما شد . قرنها حادثه خونین شبرغان به روح و روان هموطنان ماباقی خواهند ماند.
سوال:شریف اکه شما تجارب زیاد از جنگ دارید. نیروی طالبان را در شرایط فعلی دربرابر موجودیت قوای آیساف و با تجهیزات مجهز و سایط نظامی در افغانستان چه ارزیابی می کنید؟

جواب:امان جان نیروی طالبان به کمک دولت و تبلیغ رسانه های در جهان آوازه کشیده است. در حقیقت کدام نیرو نیست. مردم از آنها بیزار استند به خصوص برادران پشتون مااز دست آنها به عذاب استند.بیاد دارم سال قبل یکی از همراهان ما که نیاز بیشتر به پول داشت و مجبور به قطعه های امنیتی کابل تنظیم شد. قرار گفته او آنها وظیفه
گرفتند که هر روز قطار را از کابل به قندهار برساند. اما در راه قندهار با طالبان معامله میشد و هر روز مبلغ زیاد به طالبان داده میشد تا قطار بدون اسیب از آن منطقه بگذرد . خان محمد اطلاع می یابد که طالب در آن محل چند نفراست بخاطر گرفتن پول قطارمی آیند و دایمی در آنجا نیست. از آنها مردم محل هم نا راحت استند. محمد به تنهای
شب در کمین آنها میرود یکتن از طالب را کشته و دومی آنرا نیم جان تا لب سرک می کشد.و فردای آنروز محمد منتظر مکافات میشودکه منطقه را از طالب پاک کرده است. اما برعکس پانزده روز مورد پرسش و تحقیق قرار گرفته بعد ازوظیفه سبکدوش میشود.اظهار چنین واقعت ها فایده ی ندارد .

چنین گفت کای جوشن کارزار

بر آسودی از چنگ یک روزگار

کنون کار پیش آمدت سخت باش

بهر کار پیرامن بخت باش

شعار فردوسی در گوشهای امیر تیمور طنین انداخت او نتوانست آرام بگیرد، هفت سال خورده و خوابیده بودند وشمشیر و جوشن را کنار گذاشته بودند دوباره جوشن پوشیدند ومغفر بسر گذارشتند و شمشیر بدست گیرفتند تا به آرزوهای خود گام بردارند و جهان رامسخر نمایند.

سوال :شریف اکه: مبازره جنرال عبدالرشید دوستم چو اسطوره ها بخاطر تامین صلح وثبات افغانستان در ذهن مردم جا دارد. بیشتر از هفت سال میشود نقش کمرنگ در رهبری افغانستان دارند گویا آن همه قربانی ها و قهرمانی ها نادیده گرفته شده باشد. نظر  شما در رابطه چیست؟

جواب:شما یاد از امیر تیمور نمودید. حاحب قرآن امیر تیمور گفته است (یک سردارجنگی با لیاقت آن نیست که فقط از مرگ بیم نداشته باشد بلکه باید مصلحت قشون خود را هم در نظر بگیرد) امروز حیات دگر گون شده است قسمیکه در بالا گفتم مردم ما تفنگ به زمین گذاشته و در جبهه مقدس آموزش قرار گرفته است .آنقدر اطفال در سمت شمال مصروف آموزش استند که در بسیاری مکاتب خیمه ها زده اند و زیر هر خیمه بیشتر از شصد شاگرد مصرف آموزش در یک وقت است و اوقات درسی سه تایم روزانه است .این یک تغییر بزرگ درحیات فرهنگی و آموزشی مردم است که در آینده های نزدیک آنها به شکل بهتر در تعیین شرنوشت ملت سهم خواهند گرفت.

سوال :شریف اکه می بخشید کمی از اصل صحبت دور شدیم .شما از فرهنگ حرف زدید تلویزون طلوع چندی قبل نسبت به تورکان با بکار گیری ادبیات مستهجن وبازاری در رابطه با زندگی نامۀ امیر تیمور جهانگشا، در یکی از برنامه های نشراتی خود توهین نمودند. نظر شما در رابطه چیست؟

جواب:تلویزون طلوع در این اواخر زیاد تر بخاطر بدست آوردن پول وجدان خود را زیر پا نموده است. در قانون اسای افغانستان توهین بر فرهنگ دیگران جنایت است . شما اگر متوجه شده باشید در پروگرام کنکاش اخیر طلوع روی سیاه محمود کرزی را پوشانیدنی شد.
گرداننده می خواست محمود کرزی هوتلی را بر مردم ملیارددر جهانی جلوه بدهد. محمود دو رستورانت در امریکا باقرض بانک اجاره ی طویلالمدت گرفته بود و یکی آنرا که نچلید.فروخت و پول قرضه بانک امریکا را داد. محمود در این برنامه گناه را بلای محترم شیرخان که در سالهای دشوار معاملات تجارتی و بانکی افغانستان را در داخل و خارج آماده
کرده بودند انداخت. توهین حضرت امیر تیمور نیز یکی از مدرک های فرهنگ فروشی طلوع است که به فرمایش
دشمنان تاریخ و فرهنگ ما این بر نامه را نشر کردند. توهین به امیر تیمور جهانگشاتوهین به همه تورکان است.

امان معاشر

هموطنان میتوانند جریان ویدویی این قتل عام را در سایت تورکلر
بیبینند.http://www.turklar.com/dari/

گزارش تلویزون ترکیه

http://www.molkeafghan.com

جنایات محمد گل مهمند - قسمت دهم

  نویسنده : توردیقل میمنگی

  قسمت دهم

 باحقایق پنهان در تاریخ افغانستان آشنا شوید

بلهیکای باستان یا ام البلاد بلخ در کار وزارخشم فرهنگ ستیزانۀ محمد گل مهمند ودیگر قبیله سالاران

             « چاک حمق وجهل نپذیرد رفو      تخم حکمت کم دهش ای نیک خو    

           زانکه جاهل جهل را بنده بود         چونکه توپندش دهی او نشنود»

                                                                                                  مولانا جلال الدین  بلخی

  درین بخش یادی از روزگاران بر بادرفته وتبهکاری های دوراز جبران قبیله سالاران درین سرزمین، سخنم ازویرانی های وحشیانه در باختر، باکتریا، بالیق، بلهیک و بلهیکای باستان باالوسیلۀ محمد گل مهمند ودیگرفرهنگ ستیزان کارگاه استبداد وتحمیق طی ده های واپسین تاریخ است، که بزرگترین مجموعه های تاریخی وفرهنگی این مهد مدنیتهای با شکوه را هم، همچون دیگرمناطق کشوربا جهالت تمام نابود نموده، وجاهلانه نابود سازی آثار وآبدات ارزشمند وهویت آفرین این مرز وبوم را،  تحت تأثیر سموم قبیلوی اندیشی، کاری در جهت تاریخ سازی وهویت آفرینی به نفع قبایل وابسته بخود، وبیرون راندن دیگر باشندگان میهن ما از حوزه های تعلقات تاریخی کشور بحساب آورده اند.

   اززخم های همیشه خون چکان پیکربلخ بامی وباشندگان مظلوم آن باید است یاد آورشوم، تاازشیون ویرانی های چهار باغ سنجری، برج نقاره خانه، بالاحصار باشکوه، مسجد نه گنبد، منار جنبان زادیان، مدرسۀ سبحانقلی خان، مدرسۀ خواجه پارسا، زیارت خواجه اکاشا، قبر رابعۀ بلخی وصد های دیگر،  فریادهای در گلو خفتۀ تاریخ را به نوا آورده، ونسل های امروز وفردای محکوم به زیستن درین سرزمین را، از ریشه های حقیقی نا هنجاری های مستمر جامعۀ ایشان در وجود نظام های عقب گرای قبیلوی وگردانندگان فاسد آن واقف، و آن تبهکاران ارزش های انسانی را که، درهر برهۀ از تاریخ معاصر، مسئول ایجاد وتداوم این سیاه روزی ها در کشورما، بگونه های مختلف آن اند بدانها معرفی نمایم.

  بخدی آن ام القرای مشرق زمین را با انسان هایی که در آن زیستند وهستی آدمی خویش رابر بنیاد فهم وباورهای انسانی خویش پی افگنده ودر صف گیتی آرایان عالم با منش انسانی خود قامت افرازوبا درک نیازهای معرفتی خود به چگونگی تکوین عالم وآدم،  پله های تدریج آگاهی وفهم را همسوبا زمان طی نموده ورهروان پیگیری، در جهت تثبیت وتبیین مقام آدمی خویش بودند، باید است از سر شناخت، وکارنامه های خلاق وماندگارانسانهای مسکون درآن دیارتمدن خیزراپیگیری نمود، تا از عمق فجایع خلق شده از جانب قبیله پرستان ویرانگر، وحقیقت داشتن تاریخ وفرهنگ بمعنی واقعی آن که اکنون همه نابود شده اند ، آگاهی حاصل، وبرگه های پر پرشدۀ شناسنامۀ تاریخی وحقیقی مردم خودرا، درمعرض دید وقضاوت تاریخ قرار داده وانسانیت را در مجموع به داوری فرا خوانیم .

 البته اینکار صعب را با جملاتی چند ویاهم نوشتن یک ویا چند مقاله هرگزنمیتوان به انجام رسانید، ولی به عقیدۀ من کم گفتن از نا گفتن بهتر است تا راه گفتن به دیگرانی که مسلماً بیشتر ازین اندوخته دارند باز، وباب فروبستۀجستجوی حقایق به شکلی از اشکال بار دیگرباز گشایی شود.

  از همین روباید است آن سردمداران وحشت وبربریت را پی جست که، درجستجوی عظمت های دروغین برای خود وقبیلۀ خود، فقدان حضورسازندۀ  تبارخویش را درکتیبه های تاریخ این زاد وبوم برخویشتن سنگین یافته، وکین توزانه برهمه درودیوارش یورش بردند، تا باانهدام شناسنامۀ تکامل انسانی مجموع باشندگان این سرزمین، هویتی را برای خود دست وپا نموده، و صدر نشین این قصر خاکستری بعداز بربادی همه داشته های تاریخی آن باشند.

   ازاعماق حقیقت های تلخ پنهان شده دربرگ های زندگی مردم این سامان باید است سخن گفت تاازعمق فاجعۀ امحای آبدات تاریخی، ابتذال فرهنگی وسقوط ارزش ها ی انسانی، اسارت ورزالت درین سرزمین واقف شد ودریافت که آن ستمگاران جاهل چگونه با کج فهمی های خود بیش نگرانۀ واپسگرایانه، شناسنامه تاریخی انسان این سرزمین را نابود، وغافل از آن اند که با به پرده کشیدن های بی انتهای این تراژیدی جهل وتعصب، درین نمایشگاه قباحت وخویشتن نشناسی تاریخ، با گمان امحای رد پای دیگران دراین حدود جغرافیاوی، آنچه را که به همه تعلق دارد وگواه برپویایی انسان درین سرزمین است نابود نموده، وبر ویرانه های جغد نشین وتهی از همه چیز خواهان حکمروایی اند.

   من از قبیلۀ خاصی حرف نمیزنم حرفم ازانسان سرزمینم با همه تنوع در زبان، فرهنگ، مذهب ودیگر مشخصات انسانی ایشان است که در پروسۀ زندگی مملو از فراز ونشیب خود تاریخ این سرزمین را بخود وابسته ساخته ودر همه داشته های نیک وبد آن باهم سهیم میباشند.

 روی سخنم به همۀ مسکونین این جغرافیای بربادی وتاراج اعم ازحاکم ومحکوم همه باهم است، زیرا خوب میدانم که درچگونگی آفرینش های نیک وبد، سعود وسقوط، فضیلت ورزیلت دراین خطه همه باهم سهیم اند، اسیرتسلیم به تقدیر اسارت، مظلوم ستم پذیردر برابر یورش های ستمگاران، هیچ گناهی کمتر از اسارت گرطماع  وستم پیشۀ بی رحم ندارد.

   درایجاد وتوسعۀ فضای متعفن وخفقان آورقبیله سالاری طی سده های واپسین که ویروس های مزمن بیگانه پرستی راهمواره باخود داشته است، کینه،نفاق، جهل، تعصب، خویشتن بینی ، همدیگر ستیزی، خود فراموشی، دگم اندیشی وهزاران رزیلت مصیبت بار دیگر ی که همه باهم در عروق هستی این مردم جا گرفته، وهمه را باهم مسموم ساخته است سهم به سزای خودرا دارد، وجهالت متاع انحصاری هیچ قبیلۀ خاصی درین سرزمین نیست ومیوۀ درخت حمق وبی خردی برای همگان رایگان است که در بدل قربانی فهم وخرد خود شناسانه وانسان باورانه، آن میوۀ شوم را همه بنوبۀ خود پذیرفته وبشکلی از اشکال تمطع برده اند.

اگر قبیله سالاران از راه یورش وایلغاربدین مأمول بدبختی دست یافته اند، دیگران هم از طریق غوطه خوردن در گنداب های متعن نفاق واز خود بی خبری گرفتاراین مصیبت های بزرگ دوران گردیده و تسلیم در برابر بیداد رارضا مشیت الهی پنداشته، وهرزه بانی های نفاق واز خود بی خبری، در رابطه باهم دیگررا بدرقۀ راه زندگی خود ساخته اند، که این خود کمتر از هیچ جنایتی نیست که انسان نا خود آگاه در حق خود میکند.

  هموطن نیک نگاه کن !! وعینک های سیاه خود برتر بینی های واهی راازچشمانت بدورساز، واز گذشته پرستی های کاذب هم در گذر، فقط از موقف یک انسان ، به زندگی نکبتبار چند نسل اخیرسرزمینت نگاه کن، تا دریابی که در گذشتۀ این سرزمین باشندگان آن چه ارمغانی را بتاریخ سپرده اند واکنون که قرعۀ فال زمامداری بنام تو وقبیله ات اصابت نموده، چه تحایفی را دارید تقدیم انسانهای امروز ونسل های آینده میسازید!!!! در حالیکه از کمترین امکانات زندگی در حیات روزمرۀ خود بی بهره بوده، ودر جهان امروز به نمونۀ مجسم بی خردی وسفاهت که حتی قدرجان خودرا نمیداند، معروف گشته اید، این راکه استعدادوخرد ساختن وآفریدن را ندارید یک طرف، با وقاحت تمام آخرین باز ماندۀ تمدن های باستان را هم، درعمق دره های بامیان ودشت های پهناور بلخ، وادی های اطراف دریای هریرود، بست ولشکر گاه، جلال آباد وزمینداور، پیگری وشناسایی نموده، صرفاً بخاطر تعلق داشتن آنها به دوره های زمامداری یکی از گروه های اتنیکی همدیار خود، در تاریخ این سرزمین نابود،  وخودرا علم بردار اسلام واسلامیت جامیزنی و بت شکن میخوانی!!!  وفریاد میکشی که خدا بزرگ است،  بی آنکه خود بدانی با چه الفاظ با عظمتی داری خود فریبی میکنی وبزرگی بی شک وشبهۀ خداوند را به تمسخر میگیری! اما درنهادت کینۀ نهفته برعلیه هموطنت، وبندگان خدا را به نمایش میگذاری، تا آن قوم مظلوم که اکنون در زیر سلطۀ وزمامداری تو قرار دارد، ادعای همطرازی با تورا برای همیش ازیاد ببرد.

 در غیر آن! توبندۀ تهیدست قبیله سالاری، دراسلام واسلامیت بالاتر وآگاه تراز باشندگان مصر، سرزمین فراعنه، هرگز نیستی ونخواهی بود، که مهد الازهرش همین اکنون هم گهوارۀ پرورش دانش ومعارف اسلامی در همۀ جهان است، ودر اوج خیزش های ضد دیکتاتوری وخود کامگی که، میدان تحریر مصر غرق در انبوه مردم ناراضی از نظام وخود کامگان دیکتاتور بود، انسان میهن پرست ومتمدن مصری بخاطر تحفظ ابدات تاریخی خود دیوارۀ انسانی را در برابر یورش های احتمالی تاراجگران ایجاد، وازارزش های باستانی وانسانی سرزمین خود دفاع میکند.

 انسان مصری در چنین یک حالتی هر گز هم به فکر آن نیست که این آبدات تاریخی توسط کی! ودر کدام زمانی ساخته شده بود! دین ومذهبش چگونه بوده ؟ بکدام نژاد وملیتی تعلق داشته؟ فقط به این می اندیشد که این همه از مردم مصر است ودر سرزمین مصر تولد یافته، بناءً از ملت مصر است! باید است پاسداری اش نمود.!!!!!!

  یا هم ما همه روزه شاهد آنیم که کشور های مفتخر به داشتن داشته ارزشمند تاریخی وتمدنی، چگونه در راه باز ستانیدن وروشن ساختن ارزش های تاراج شدۀ باستانی خود درتکاپواند. تا برهستی تاریخی خود در سرزمینی که بدان تعلق دارند افتخار نموده بتوانند وهویت انسانی خودرادر کنار دیگران متباین سازند.

   با کمال تأسف در کشورما هنوزهم طرزتفکر قبیلوی با منش های قرون اوسطایی، کاروانسالارزندگی جاهلانۀ حاکمیت ها در راه نابود سازی، آخرین بازمانده های تصادفی آثار وآبدات تاریخی این سرزمین از گزند حوادث روزگار بوده،  وقبل ازهر چیزی به تاراجگران تفهیم میگردد که این آثار وآبدات از آن او واجدادش نیست. آن بیچارۀ تحمیق شده هم عاجز از فهم واژه های خود واجداد خود است .زیرا انسان را منحیث اجداد خود پذیرا نمیباشد ومبدأ اجدادی خودرا درنا کجا های مجهول ومکان های دیگری با نژاد های برتر از بشرجستجو میکند!!!!!!

 زمانیکه محمد گل مهمند ودستیاران بی بصیرت او تیشۀ تاراج وتخریب بدست وشروع به نابود سازی آثار وآبدات تاریخی مردم افغانستان از کران تا کران آن نمودند، هر گز به انسان این سرزمین نمی اندیشدند. فقط درذهنیت های عقیم قبیلوی خوددر جستجوی نشانی از نیاکان تخیلی خود بوده وگذشتگان سرزمین مارا هر گز بحساب اسلاف انسانی خویش نپذیرفته، بیگانه محسوب نموده اند. با همین طرز دید هم هر آنچیزی را که ساختۀ دست انسان این سرزمین بود نابود کردند، وتا همین امروز هم به آن ادامه میدهند وخواهان آشتی با انسان این سرزمین بعنوان هموطن متساوی الحقوق خویش هر گز نمیباشند!!!.

 به تصور من ایشان به اجداد انسانی باور ندارند وهمیشه خویشتن را در نا کجاهای دیگرتاریخ با اجداد غیربشری جستجو میکنند!!!!!!!! در غیر آن بحکم علم انسان شناسی واحکام موجود در کتب آسمانی همه افراد بشر زادۀ جد وجدۀ واحدی اند وتنوع کنونی نسل بشر محصول پروسۀ طولانی مدت وقانونمند تکامل تاریخی انسان درین کرۀ خاکی است.

 بلخ که نام شناخته شده در تاریخ وجغرافیای این منطقه اززمانه های دورتاریخ تا به امروز است ، درشکل گیری نخستین مدنیتهای بشری منطقه وتحولات بعدی آن ، همواره نقش بزرگی را ایفا نموده، وارزشمند ترین داشته های علمی وفرهنگی جهان باستان را در آغوش خویش پروریده است.

  با وجود فراز وفرود های متعددی که یکجا با سایر مناطق این ساحه، در طول تاریخ دامنگیربلخ بوده، واندر تلاطم انبوه حوادث بسا داشته های ارجمند خودرااز دست داده بود، بازهم یکی ازغنی ترین مراکز آثار باستانی کشور ومنطقه بشمار میرفت که آثاروآبدات بی نظیری همچون بالاحصار تاریخی بلخ، چهارباغ سنجری، برج نقاره خانه، مسجد وزیارت خواجه پارسای ولی، منار جنبان زادیان، مسجد نه گنبد یا حج پیاده، زیارت خواجه اکاشا، آتشکدۀ بهارستان، مدرسۀ سبحانقلی خان، وده ها ی دیگری که  تاهمین چند دهه قبل هم پا برجا وبحیث نقالان بی زبان وگویندگان غیر قابل انکارحقایق در رابطه با گذشته های شکوهمند این سرزمین در ازمنه های مختلف تاریخ جلوه نمایی داشتند که بد بختانه ما امروز جز نام ویرانه های در حال نابودی به همان نام ها چیز دیگری را در اختیارنداریم.

 عامل نابودی آنها کیست؟ چگونه آن داشته های بزرگ تاریخی را نابود نمودند؟ وچرا؟

  جواب این سولات رابامراجعه به کارنامه های مهمد گل مهمندودیگر قبیله سالاران، هریکی ازشماها میتواند، به سادگی دست یاب کندوبداند که، این ویرانگری ها تا امروزهم بشکل بی پرده وعریان آن جریان داشته، ونابود سازی آخرین بازمانه های تمدنی تیموریان درهرات، غزنویان درغزنی،  لشکرگاه، قندهارودیگر شهرها، سلجوقی ها، خوارزمشاهی ها، بابری ها، شیبانی ها وغیره دربامیان، جلال آباد، کنر، لغمان ودیگرمناطق کشورهمچنان ادامه دارد!!

 محمد گل مهمند که جهت تطبیق پلان وپروژه های وسیع واز قبل تدوین شدۀ پشتونیزه سازی کشورتوسط دولت های قبیله سالارآن زمان، بحیث رئیس تنظمیۀ تورکستان ویا مناطق شمال افغانستان مامور گردیده بود، عمده ترین اهداف کاری اوبموارد ذیل معطوف میگردید:

1- تحکیم پایه حاکمیت قبیلوی با استفاده ازهروسیلۀ وامکاناتی که در اختیار داشتند.

 2- تصاحب منابع مهم اقتصادی منجمله زمین های حاصل خیز به نفع قبایل حاکم.

3- سرکوب سیاسی، اقتصادی وفرهنگی اقوام وملیت های بومی وتحت ستم، ونابود سازی اعتماد به نفس ملی ومردمی ایشان

4- ترویج اجباری زبان پشتو وتضعییف دیگر زبان ها در مقابل آن.

5- ازبین بردن آثار وآبدات تاریخی وباستانی با هدف از بین بردن شواهد تاریخی حیات وحکومت غیر پشتون ها درین حدود جغرافیاوی.

 

6- تولید نفاق وبی اعتمادی دربین باشندگان بومی، وبجان هم اندازی خلق های تحت ستم با عناوین مختلف نژادی، مذهبی، منطقوی، لسانی، اقتصادی وغیره

7- انتقال وجابجا سازی یک عدۀ وسیع پشتون ها درساحات حاصل خیز شمال، خصوصا ً در نوار مرزی بین افغانستان واتحاد شوروی سابق، با هدف جدا سازی اقوام وملیت های همزبان وهم نژاد در دو طرف خط سرحد وقطع هر نوع رابطه در میان آنها.

  بر اساس همین پلان وپروژه ها، محمد گل مهمندوجانشینان اودر دوران ماموریت خود در شمال کشور وبلخ باستان نه تنهاهزاران جریب زمین های زراعتی، باغستان ها، خانه های مسکونی، کاروان سرای ها، تجارتخانه ها، دکانها ودیگر دارایی های منقول وغیر منقول مردم بومی را که بیشترین آن متعلق به تورکهای ازبیک وتورکمن بود، به انواع حیله ونیرنگ غصب وبه اقارب نزدیک خودودیگرناقلین قبایل مختلف پشتون ازدو طرف خط دیورند توزیع نمودند، بلکه با بی خردی وقساوت تمام بزرگترین داشته های باارزش تاریخی وباستانی این ساحه را هم، یکجا با زبان وفرهنگ تورکها، از طریق ممنوع سازی تحریر وتدریس به زبانهای مادری تورکی، ایجادممنوعیت در نواختن آلات وادوات موسیقی اصیل تورکی چون دنبوره، دوتار، نقاره وغیره، ازبین بردن کتب ودیگرآثار مکتوب وغیر مکتوب متعلق بدانها وسوختاندن هزاران جلد کتاب باارزش وفوق العاده نفیس مؤلفین تورک درازمنۀ قدیم، ویران نمودن مقبره ها، زیارات، ودیگر آثار متعلق به دوره های زمامداری غزنوی ها، سلجوقیها، خوارزمشاهی ها، تیموریها، شیبانی ها، بابری ها وغیره، ایجادقیودات اهانتباری چون محدود ساختن درازی قد وآستین چپن، ممنوع سازی لنگی بستن به شیوه های قدیم تورکی، محروم سازی تورکان از اسپ سواری دراثنای آمدن آنها به شهر وبازار، جبری ساختن آموزش زبان پشتوحتی برای دکانداران واعطای جواز داشتن دکان دربرابر داشتن سند فراغت از کورسهای پشتو، ازبین بردن پس خانه ها دردکانها وپائین آوردن سطح دکانها از سطح راهروها وسرکها ، تا دکانداران در اثنای نشستن در دکان خود احساس غروروبلندی نسبت به سپاهیان ومامورین دولتی نه نمایند، جبری نمودن عریضه نویسی ودرخواست نویسی به زبان پشتو، محدود ساختن تدریس مدارس ومکاتب به زبان پشتو وهزاران جنایت دیگرچنان دستگاه ویرانگری وسرکوب را ایجاد نمودند که مطالعۀ دقیق و همه جانبۀ آن کارکرد ها نه تنها هر فرد وابسته به این آب وخاک را قلباً متألم ومنزجر میسازد، بلکه از ملاحظۀ چنین منش های غیر انسانی که حتی روی فاشیستهای هتلری راهم در تاریخ سپید مینماید، باتمام وجود به عاملین این سیهکاری ها نفرین فرستاده وادامه دهندگان راه آنهارا خائنین وجنایتکاران بی وقفۀ تاریخ ارزیابی مینماید.

  درینجا ما بعضی از آن ویرانگری ها را با معرفی مختصر آبدات وآثار ویران شده پیشکش هموطنان نموده واز آنها تمنا داریم که به دورمحدود اندیشی های قبیلوی، این سرزمین را درمجموع وطن خود، وداشته های مادی ومعنوی آنراهم از آن خود بحساب آورده ، با قبول واقعییت هموطنی با کلیه باشندگان این حدود جغرافیاوی به دورازهرنوع تبعیض وتعصب، در رابطه با آن بیداد گری ها وویرانگری هاقضاوت وداوری نموده ، ونتایج حتمی ادامۀ این طرزتفکرفوق فاشیستی رادرکنش وواکنش زمامداران وحلقات مدعی دولتداری امروزمورد بررسی قرار دهند.

                                                ادامه دارد

کوچی های مدرن امروزی یا نیروهای با نام ونشان فاشیسم وتروریسم درافغانستان

نویسنده: توردیقل میمنگی 

 کوچی های مدرن امروزی یا نیروهای با نام ونشان فاشیسم وتروریسم درافغانستان

معضلۀ خونین ومزمن کوچی ها که در گذشته ها، با همۀ جوانب غیر منطقی وغیرانسانی بودن آن، معطوف به هجوم های فصلی دامداران خانه بدوش اطراف کوه های سلیمان ومناطق همجوارآن به قلمروافغانستان میگردید، امروزبه یک دانۀ چرکین سرطانی مبدل گردیده است که، بقا وانکشافات بعدی آن مسلماً میتواند، یک خطرجدی وخانمانسوزبه وحدت وهمبستگی باشندگا ن کثیرالملیة وحتی موجودیت کشور ما بحیث یک قلمرو واحد بحساب آید.

  کوچی ها دیگر دامپروران خانه بدوش پشتون نه بلکه نیروهای مسلح دایما در خدمت طالبان ودیگر حلقات تروریستی فاشیستی افغانستان ومنطقه اند که، درقلمرو پاکستان ومناطق پشتون نشین دو طرف خط دیورند تجهیز وسازماندهی گردیده ، درجهت نیل به اهداف معین سیاسی ونظامی بطرف  کشور ما اعزام میگردند.

   این نیرو های سازمان یافتۀ عقیدتی ونظامی که از وجود رمه هاوگله های حیوانات معیتی خویش، بحیث وسیلۀ سطر واخفا ی اهداف ومقاصد شوم سیاسی ونظامی خود استفاده مینمایند، دیگر آن دامپروران بدوی در جستجوی چراگاه وعلوفه برای مواشی خود که، همه ساله در فصل بهار، راه های طولانی وصعب العبورکوهستانی را، از طریق سلسله کوه های هندوکش وبابا یکجا با رمه های خود زیر پانموده و تا نقاط دور دست کشورما نقل مکان، ودر فصل خزان هم واپس ازهمان مسیر ها باز گشت مینمودند نبوده، بلکه نیروهای سازمان یافتۀ نظامی، با داشتن اهداف وعقاید مشخص اشغالگرانۀ فاشیستی مذهبی طالبی میباشند که، سواربرانواع مختلف وسایل نقلیۀ مدرن ومجهز با انواع سهولت های مورد نیاز، یکجا باتعداد معینی مواشی که آنهارا نیز وسایط بار بری عظیم الجثه ومدرن تیلردارتا مناطق دور دست انتقال میدهند، بمناطق مختلف افغانستان هجوم آورده ، با کسب حمایت های پلانگزاری شده، از جانب منابع استخباراتی حامی جنگ در افغانستان، ودولت حامد کرزی بصورت مستقیم وغیر مستقیم آن، جبهات مورد نیاز جنگ های تروریستی را بازگشایی، ودر خدمت تداوم وانکشاف پلان شدۀ تروریسم وبنیاد گرایی در توأمیت با حلقات فاشیستی دیگر درین سرزمین قرار دارند.

  اطلاق کلمۀ کوچی براین نیرو های تروریستی که با سرازیر شدن خود جان، مال وناموس مردم افغانستان را در سرتا سرقلمرو آن با خطر تجاوز وبر بادی مواجه میسازند کاملاً نادرست، ودر واقعییت امر منحرف سازی ذهنیت ها، ازماهییت واهداف شوم این گروه های فاشیستی، در توأمیت با دیگرحلقات فاشیستی وعظمت طلب کشوراست که، به شیوه های مختلفی از گذشته های دور تا به امروز مصروف فعالیت بوده، واکنون با بهره برداری از اوضاع  فعلی کشور، یکجا با ده ها معضلۀ دیگر پدیدۀ کوچی را هم سازماندهی ، وخواهان امتیاز گیری به نفع تحکیم پایه های حاکمیت انحصاری وتک ملیتی خویش درین سرزمین میباشند.

 قراین انکار ناپذیری گواه برآن است که، دولت غیرملی وقبیلوی حامد کرزی که، به شیوه های مختلف وتحت عناوین متنوعی چون مذاکره وآشتی با طالبان، رها نمودن زندانیان جانی طالبان ازبند، تهیه و تدارک تذکره های الکترونیکی باهویت پیش نویس شدۀ افغان برای همه، دعوت جرگۀ قبایلی باشندگان دو طرف خط دیورند، تدارک تدویر لویه جرگه وغیره در حال قربانی نمودن منافع مجموعی مردم افغانستان،در پای منافع حلقات فاشیستی قبایل حاکم کشوراست، در کنار دیگر فعالیت های هدفمند وپلان شدۀ خود توطئۀ کوچی هاراهم یک بار دیگرفعال وبا گسیل وجابجا سازی گروه های آدمکش وفاشیست تحت همین نام در مناطق غیر پشتون نشین، خصوصاً مناطق مرکزی هزاره نشین وشمال کشور که جایگاه تاریخی واجدادی باشندگان بومی ازبیک، تاجیک، تورکمن، هزاره، ایماق، قرغیز، قزاق، تاتار وغیره محسوب میشود، تنظیم وتسریع نموده واز این طریق خواهان راه اندازی یک سلسله جنگ های فرسایشی دیگر در قلمرو افغانستان وبهم زدن ثبات وامنیت در مناطق امن کشور است، که بیشترینه از جانب استخبارات های کشورهای بیگانه تمویل ورهبری میگردد.

 همین اکنون شواهد نشان میدهد که عدۀ کثیری ازکوچیهای نام نهاد سواربرموترهای آخرین مدل یکجا با مواشی مورد نیاز خود دردو جبهه که یکی مربوط به ساحات هزاره نشین بهسود، غزنی، بامیان، میدان ووردک، دایکندی، ارزگان، پروان وغیره بوده،وجبهۀ دیگرآن هم مربوط به مناطقی، درمسیر راه مواصلاتی اندخوی میمنه ، نوارمرزی افغانستان با تورکمنستان وازبکستان و ساحات دشت لیلی و یولغون زارهای انتهای منطقۀ قرمقول واطراف ولسوالی دولت آباد فاریاب ودیگر مناطق شمال کشور چون قندوز، سمنگان، سرپل، جوزجان، بغلان  بادغیس، تخار وغیره میگردد، به شکل مسلح ومجهزبا انواع سلاح های سبک وسنگین در حال جابجا سازی قرار داشته ومنتظر اجرای اوامر بعدی در جهت راه اندازی جنگها درین مناطق هم مرز با جمهوریت های آسیای میانه میباشند.

 هدف اساسی از جاری شدن پروسۀ خونین کوچی درین شرایط دشوار زندگی مردم ما که ، برعلاوۀ هزاران بدبختی زادۀ جنگ خشکسالی هم دامنگیر ایشان گردیده است ومردم از همین حالاکه فصل بهاراست، در رابطه با تأمین علوفۀ حیوانات ومواشی خود دچار مشکلات ونگرانی های جدی بوده، ومواشی دست داشتۀ خودرا از نگرانی تلف شدن آنها به اثر قلت آذوقه وعلوفه به بهای بسیاراندک عرضۀ بازار نموده وبا یأس تمام با تقدیر شوم خود دست وگریبان اند،صرفاً جنگ وکسب امتیاز به نام کوچی وجابجا سازی تروریستهاتحت همین نام وعنوان میتواند بحساب آید، وموضوع یافتن چراگاه در زمین های خشک وبی علفی که حتی ضرورت های ابتدایی باشندگان محلی را نمیتواند تکاپو کند، با هیچ منطقی نمیتواند توجیح پذیر باشد.

 البته بد ساختن اوضاع زندگی مردم، از ملحوظات اقتصادی وامنیتی ومبتلا سازی مردم به فقر وبی روزگاری، از طریق مشتعل سازی نا آرامی هاتحت نام جنگ با کوچی ها، کاریست مفید بحال انکشاف تروریسم وبنیاد گرایی باجلب وجذب مردم بیکارومحتاج به صفوف نیروهای تروریستی طالب والقاعده که، این خود پلان وپروژۀ سهمناک دیگری است که دولت آقای کرزی وحلقات استخباراتی کشورهای حامی جنگ در افغانستان همیشه به شکل گیری وعملی شدن آن علاقمند بوده ودراکثر نقاط شرقی وجنوبی کشور هم از همین تکتیک ها استفاده های وسیعی رابعمل آورده اند!!!!

 پس صراحتاً باید اذعان داشت که تهدید های امنیتی مناطق هزاره نشین کشورتوسط نیروهای آرایش یافته در لباس کوچی،  یکجا با گسیل هزاران جنگجوی مسلح تحت نام کوچی بمناطق دیگر شمال هندوکش یک پروسۀ انتقال جبهات جنگ از جنوب به شمال کشور است که که کوچی بازی از افزار های شناخته شدۀ این عملیات بحساب میآید.

 هرچندی که عدۀ از افراد دولت کرزی وشئونیستهای سنتی کشورما میخواهند که این مهاجمین مسلح وجنگجویان تربیت یافتۀ طالبان را با مخلوط سازی درمیان دامپروران خانه بدوش مناطق جنوب وشرق کشور، به آنها هویت واعتبار پشتون بودن ایجاد نموده وقضایا را شکل ونماد قبیلوی پشتون وغیر پشتون اعطا نمایند، ولی مدارک موجود ازآن ساحاتی که این مهاجمین درآنجاها همین اکنون حضور دارند، گواه برآن است که، ایشان اکثراًازجملۀ پشتون های متعلق به قلمرو افغانستان نبوده، شهروندان پاکستانی اند که، اشتراک درینگونه تهاجمات را همزمان با اهداف تروریستی وگسترش دهی جنگها درمناطق مختلف افغانستان، بحیث یک راه بدست آوردن امتیازات اقتصادی وتصاحب زمین، بافروش ویا اجاره دهی دوبارۀ آن به مردم محلی مورد استفاده قرار داده، واز مردم بی بضاعت نوار مرزی افغانستان هم بحیث گوشت دم توپ وپیش قراول این عملیاتها بهره برداری مینمایند.

  چنانچه اسناد بی شماری از گذشته ها وجود دارد که، دولت ها جهت متوطن سازی این گروه های استفاده جو، درمناطق مختلف کشور، اقدام به توزیع زمین وساختن خانه وغیره نموده اند که، متأسفانه ایشان بعدازبدست آوردسندملکیت زمین ها وخانه ها اکثراً آنهارا دوباره بفروش رسانیده وبا بدست آوردن پول نقد دوباره به خانه های خود در پاکستان عودت نموده، ومنتظر مساعد دیگری برای از سر گیری همچون دست بردی برای خود باقی مانده اند. زیرا که آنها هیچ نوع علاقۀ با سرزمین ومردم افغانستان ندارند وتهاجمات فصلی برای ایشان نوعی تجارت وسرگرمی محسوب میشود که هم پول وزمین بدست میآورند، وهم پلان های تروریستی حلقات جنایتکار طالبانی را در عمل پیاده میسازند.

 پشتون تعریف نمودن این مهاجمین صرفاً بخاطر تکلم آنها به زبان پشتوونادیده گرفتن تعلق ذاتی ایشان به پاکستان، خیانت بزرگی به حق مردم پشتون افغانستان وشریک سازی هموطنان بی گناه ما در جنایات انجام شده ازجانب آن حلقات تروریستی وفاقد پیوند هموطنی با مردم افغانستان است، که عدۀ از معتقدین اندیشه های فاشیستی وسردمداران قبیله سالاری همیشه به آن متوسل گردیده وبا سردادن شعار لر وبر پشتونخوا، حقیقت را مخدوش وزمینه را برای اینچنین استفاده جویی های غیر مشروع مساعد میسازند.

 این خود بزرگترین جفا وجنایت برعلیه مردم بیچاره ومظلوم افغانستان ومنافع دایمی ایشان در مجموع است که ، باید است با آن مقابلۀ همه جانبه وافشا گرانه صورت گیرد.

 در همین وضعیت فوق العاده بحرانی وحساس کشور است که دین مبارزه بر علیه این پدیدۀ منحوس بمثابۀ یک وظیفه ورسالت میهنی وانسانی در برابر نسل روشن بین وآگاه جامعۀ ما قرارگرفته، واز همگان میطلبد که با کنار گذاشتن هر نوع توهم خود برتر بینی وتفاوت های قومی، قبیلوی، مذهبی، نژادی، لسانی، منطقوی وغیره در کنارهم قرار گرفته ومانع از تداوم حیات وموجودیت این پدیدۀ منحوس در جامعۀ ما شوند.

 پدیدۀ کوچی یک ویروس سرطانی درزندگی مردم ستمدیده وهزار پارچۀ افغانستان میباشد، که منافع مجموع مردم افغانستان دررابطه با آن آسیب پذیر، ویافتن راه حل دایمی برای این بلای خانمانسوزوظیفۀ تأخیر ناپذیرهر تبعۀ این کشور دررأس دولت افغانستان است.

 دولت آقای کرزی وتیم افغان ملتی آن اگر واقعاً خودرا منسوب به همه مردم افغانستان میدانند، ومیتوانند قبیله پرستی های مرسوم خودرا که تا همین اکنون هم درخدمت ، نفاق وپراگنده سازی باشندگان افغانستان وتقسیم نمودن آنها به کتگوری مختلفی که به هیچ وجهی به نفع هیچ یکی از آنها نیست، قرار گرفته، صرف نظر نمایند، پس نباید بیشتر از این با کوبیدن به دهل لر وبر پشتونخوا منافع کلی مردم کشور را قربانی اهداف شئونیستی وبد حاصل خود کنند.

  هر آن کسی که این کشور را وطن خود میداند وبه مردم این سرزمین کوچکترین علاقه وپیوندی را احساس میکند ، هر گز به مهاجمین پاکستانی تحت نام کوچی اجازۀ این همه بیداد گری وچپاولگری درحق مردم کشور مارا نمیدهد.

  آنانیکه باوسیله سازی همزبانی وهم تباری منافع ملی ومیهنی مارا زیر پا میکنند، وحق برادرهزاره، ازبیک، تاجیک، پشتون، تورکمن وهر یکی ازواحد های قومی موجود درقلمرو افغانستان راپامال خواسته های شیطانی اجانب، منجمله پاکستانی ها میسازند، خائینین وجنایتکاران نا بخشودنی در برابر مردم ومیهن ما اند که، ازمفهوم وماهییت هموطنی هیچ چیزی را درک نمیکنند، وفقط درجستجوی خون ونژاد توهمی خود اندکه ساده ترین تعریف آن هم فاشیسم است!!!! 

           آرزومندیم که باورهای فاشیستی در کشور ما هر چه زود تر نابود شود وجستجوی منیت های بر تر، برای هرقوم وقبیلۀ که باشد، جای خود به هم پذیری انسانی با قبول واقعییت های وجودی همه ودر کنارهم اعطا نماید.

 

جلسه وسیع مشورتی مؤرخ  14ثور

بسم الله الرحمن الرحیم

 قطعنامه

جلسه وسیع مشورتی مؤرخ  14ثور

ما اشتراک کننده گان جلسه وسیع مشورتی پس از شنیدن نظریات محترم الحاج ستر

جنرال عبدالرشید دوستم موسس، بنیانگذار و رهبر جنبش ملی اسلامی افغانستان در باره

مسایل مبرم سیاسی کشور و مباحثه پیرامون آن روی مسایل زیرین توافق نمودیم:

اول  - ابتکار محترم ستر جنرال عبدالرشید دوستم را در مورد مشوره

با نخبگان مردم تائید مینمائیم و باور داریم که باید سلسله چنین مشاوره ها دوام

داشته باشد.

دوم - به منظور ادامه مشاوره ها یک شورای مشورتی تحت عنوان (شورای

عالی مشورتی رهبرجنبش ملی اسلامی افغانستان ) ازجمله افراد نخبه و دلسوز حاضر در

مجلس ایجاد گردد تا در هر موردی و هر زمانی که ایشان به مشوره تبادل نظر احتیاج

داشته باشند، با جلالتمآب شان همکاری نموده افکار و نظریات خود را در اختیار شان

قرار بدهند.

  اعضا ی شورای عالی مشورتی نظر به مسلک

و ساحه مشوره دهی خود حق داشته با شند تا از شخصیت با تجربه، خبیر و دانشمند حاضر

در جلسه کنونی و یا بیرون از آن طلب مساعدت نمایند و گروپ های مشورتی اختصاصی را

تشکیل بدهند.  

سوم - مایان ایجاد کمسیون های هفت گانه زیرین را معقول می

داریم:

1- کمسیون مشورتی در امور دینی، قضایی و حقوقی

2- کمسیون مشورتی در امور مسایل بین المللی وسیاست خارجی

3- کمسیون مشورتی در امور مسایل زراعتی و اقتصادی

4- کمسیون مشورتی در امور اجتماعی ( زنان، جوانان   )

5- کمسیون مشورتی در امور امنیتی

6- کمسیون مشورتی در امور تحکیم روابط با مردم

7- کمسیون مشورتی در امور فرهنگ، معارف و تحصیلات عالی.

چهارم - اشتراک کننده جلسه مشورتی باور دارند که همه رهبران و

نخبه گان سیاسی کشور باید یک گفتمان جدی را برای جستجوی راه های برون رفت از بحران

کنونی آغاز کنند.مردمان با شهامت ما می توانند و باید مسولیت امنیت و اداره کشور

را خود به عهده بگیرند و به همین لحاظ باید اختلافات  خویش را کنار گذاشته ،بخاطر فردای بهتر فرزندان

خویش متحد  شوندو به تروریستان اجازه ندهند

تا اسؤاستفاده از شرایط انتقال مسولیت به افغان ها کشور مارا به گذشته تاریک

برگردانند.

پنجم - ما توصیه میکنیم گروهی از اشتراک کننده گان جلسه مشورتی

کنونی، با محترم حامد کرزی رئیس جمهور کشور ملاقات نموده تشویش ها ونگرانی های

مردمان خود راجع به آینده کشور با ایشان مطرح نما یند و بر ضرورت عملی شدن تعهدات

مطروحه در انتخابات ریاست جمهوری تاکید نمایند تا روحیه آزرده گی و نا رضایتی به

روحیه اعتماد و حسن نیت مبدل گردد.

و من الله التوفیق

محمدی

قدرلی تیلداشلر و امیر تیمور صاحبقران نبیره لری!

قدرلی تیلداشلر و امیر تیمور صاحبقران نبیره لری!

بو کون دوشنبه 02/05/2011 ساعت 8:30 اطرافیده  افغانستان پایتختی کابل شهریده جایلشگن طلوع ناملی خصوصی تلویزیون تمانیدن بویوک فاتح امیر تیمور کوره گان حضرت لری حقیده قیسقه فلم نشر ایتلدی.

 

فلم نینگ اساسی تمرکزی امیر تیمور حضرت لری نینگ مقبره سینی اورسلر تمانیدن آچلیشی ایکنچی دنیا اوروشیگه سبب بولگن لیگی ، اوندن کیین ایسه روس لر امیرنینگ سویک لرینی قیته کیلترب توپراققه تاپشریشگه مجبور بولگن لیگی حقیده ایدی.

 

هر چند بوحادثه دن قریب 50 ییل اوتماقته ، لیکن کوپلب آدملر بو حادثه نی یوز بیرگن لیگی حقیده آگاه بولمه گن لر، لیکن اوزبیکستانگه، خصوصا امیر تیمور مقبره سینی زیارت ایتگن کوپلب وطنداشلرمیز بو فلم نی کورگن بولیش لری ممکن.

 

بو فلم نی افغانستانده فارس تیلده نشر ایتلیشی امیر تیمور حضرت لری کرامتنی عامه گه یتکزیش اوچون ایجابی قدم بولدی. لیکن فلم نی ترجمه ایتگن شخص نینگ سواد خوان لیک درجه سینی پس لیگی ، امیر تیمور حقیده یترلی معلومات گه ایگه ایمس ایکن لیگی، امیر تیمورگه دشمن شخص لر و معین مرجع لردن اقتباس کیلترب اونی روحیگه حرمت سیزلیک قیلیشی هر بیر اوزبیک و امیر تیمور اولاد لری نینگ یوره گینی قتیق رنجیده ایتدی.

 

کلام عفتنی مراعات ایته آلمه گن کم خرد نطاق، امیر تیمور حضرت لری حقیده ، لنگ، خونخوار ، قاتل، خون آشام تاریخ .... قبیلده گی نا سزا کلمه لرنی ایشلتدی، انه شو سببدن و  بو کبی بی حرمت لیک نی باشقه تکرار ایتملس لیگی اوچون فرهنگیلرمیز بوینیگه بویوک مسولیت توشه دی، بیز اوز اویمیزده توریب امیر تیمور صاحبقران حضرت لری نی نا سزا ایته یاتگان شخص لرو صحنه لرنی تماشا ایته آلمی میز. بو خصوصده طلوع تلویزیونیگه اوزبیک فرهنگیلری تمانیدن رسمی اعتراض نامه یازیلب، ناسزا ایتگن انساننی عذر سوره شینی طلب قیله میز.


حرمت بیلن سید حفیظ الله فیاض


یاد داشت اعتراضیه نهاد های فرهنگی اقوام ترکتبار افغانستان

 تلوزیون طلوع

یاد داشت اعتراضیه نهاد های فرهنگی اقوام ترکتبار افغانستان 

به اداره محترم تلویزیون طلوع و طلوع نیوز 

(قابل توجه وزارت محترم اطلاعات و فرهنگ ج.ا.ا) 

تلویزیون طلوع در برنامه بامداد خوش خود حوالی ساعت 8:30 روز دوشنبه 12 ثور فلم کوتاهی را راجع به امیر تیمور و بیرون کشیدن استخوان های وی از قبرش توسط دانشمندان و محققین روسی  به نشر رساند، که در آن گزارش همزمان بودن آغاز جنگ جهانی دوم با این حادثه تاکید شده است. بدون شک این واقعه و آغاز جنگ دوم جهانی با بیرون کشیدن استخوان های امیر تیمور از قبرش، یک حقیقت تاریخی است.  

  اگر نشر این فلم برای توضیح این واقعه با درنظر داشت عفت کلام و بدور از توهین به     شخصیت تاریخی امیر تیمور کوره گان صورت میگرفت ایراد و اشکالی نداشت. بد بختانه نریشن خوان و مترجم این گزارش کوتاه، دانسته و یا نا دانسته سخنان خیلی رکیک ، توهین آمیز و بدور از عفت کلام چون تیمور لنگ، قاتل، خونخوار، خون آشام تاریخ و . . .  به آدرس امیر تیمور نثار کرد.  

نشر این فلم اسباب رنجش خاطر مردم ترکتبار کشور مان از جمله اوزبیکها را فراهم آورد.  به باور ما چنین اقدامات از هر جانبی که صادر می شود موجب بی اعتمادی ملی و خدشه دارشدن روند وحدت ملی در افغانستان می گردد.

از سوی دیگر ما انتظار آنرا نداشتیم که از تلویزیون پر بیننده و مطرحی چون طلوع که در میان همه اقوام و اقشار کشور محبوبیت دارد چنین گزارش توهین آمیز به نشر برسد.

نهاد های فرهنگی و جامعه مدنی اقوام ترک تبار افغانستان به این مناسبت اعتراض خودرا ابراز داشته از رهبری تلویزیون طلوع می خواهد مسوولان این عمل را وادار به عذر خواهی نمایند. در عین حال از مقام محترم وزارت اطلاعت و فرهنگ جمهوری اسلامی افغانستان تقاضا می کنیم برای جلوگیری از اینگونه نشرات اهانت بار از طریق رسانه ها تدابیر لازم اتخاذ نمایند.

  جامعه ترکتباران افغانستان

پناهگاههاي تروريسم نبايد در روستاهاي افغانستان جست وجو شود

پناهگاههاي تروريسم نبايد در روستاهاي افغانستان جست وجو شود

رئيس جمهوري افغانستان روز دوشنبه در واكنش به مرگ سركرده القاعده گفت: با كشته شدن "اسامه بن لادن"فرمانده شبكه تروريستي "القاعده" در پاكستان، ثابت شد كه لانه هاي تروريسم در افغانستان نيست بلكه افغانستان قرباني جنگ عليه تروريسم است.

اين اظهارات حامد كرزي درحاليست كه آمريكا از 10سال پيش تاكنون به بهانه و با شعار مقابله با تروريسم به افغانستان لشكر كشي كرده كه آثاري جز افزايش خشونت ها و كشتار افغان ها نداشته است.


هزاران افغان بي گناه هر روز قرباني تروريسم مي شوند و جامعه جهاني به رهبري آمريكا پس از 10سال اين حقيقت را درك كرده است.


كرزي در اين سخنان خود افزود:10  سال داد زديم كه پناهگاههاي تروريسم نبايد در روستاهاي افغانستان جست وجو شود و ريشه هاي اين پديده بايد در آنسوي مرزهاي كشور ما رديابي شود.


وي گفت: ما نمي گوييم از كمك هاي آمريكا تشكر نمي كنيم، قدرداني داريم اما اين كشورها بايد صبر و بردباري 10 ساله مردم افغانستان را درك كنند، زيرا مردم بي دفاع افغانستان به بهانه جنگ با تروريسم كشته و زخمي مي شدند در حاليكه امروز ثابت شد رهبران شبكه هاي تروريستي در خارج از افغانستان زندگي مي كردند.


كرزي اظهارداشت: مردم بيگناه افغانستان هم قرباني تروريسم هستند هم قرباني جنگ عليه تروريسم. رئيس جمهوري افغانستان خطاب به ساير اعضاي شبكه القاعده، گفت: اكنون بايد درك كنيد كه شما به نام اسلام اما عليه اسلام و با هدف بدنام كردن اسلام مي جنگيد.


وي در ادامه از اعلاميه اخير گروه طالبان مبني بر از سرگيري تشديد خشونت ها، آن را جنگ با صلح و شوراي صلح خواند كه از سوي دولت افغانستان با هدف تشويق مخالفان مسلح به پيوستن به زندگي صلح آميز ايجاد شده است.


كرزي بار ديگر از طالبان خواست تا كشتار مردم خود را متوقف كنند و به دولت بپيوندند. وي همچنين خطاب به كشورهاي عضو سازمان ناتو كه در افغانستان حضور نظامي دارند، گفت: افغان ها همكار شما در مبارزه با تروريسم هستند پس اين مردم را قرباني جنگ با تروريسم نكنيد.


كرزي با اشاره به دستاوردهاي دولتش در 10سال گذشته، ناامني را مشكل بزرگي دانست كه هنوز هم به قوت خود باقيست. وي اظهار اميدواري كرد كه سال جاري پايان خشونت ها در كشورش باشد و در اين عرصه، خواستار همكاري كشورهاي منطقه به ويژه پاكستان شد. چون بن لادن در سرحدات افغانستان یا مغاره های کوه های وزیرستان کشته نشده است ، بل در یک شهرک نظامی در هشت کیلومتری اسلام آباد در یک قصر به هلاکت رسیده است و نشاندهنده حمایت قطعی پاکستان از القاعده و طالبان می باشد.

 
در اين پيام رئيس جمهوري افغانستان گفت: جنگ عليه تروريسم در خانه هاي مردم افغانستان نيست. وي اظهاراميدواري كرد كه آمريكا و كشورهاي غربي با درك قرباني شدن مردم افغانستان، مقاومت و قربانيان اين كشور را احترام و ياد كند.


كرزي گفت: ما قربانيان تروريسم در جهان را ياد مي كنيم اما انتظار داريم كه آمريكا نيز قربانيان ما را فراموش نكند زيرا جنگ در لانه هاي تروريست ها در خارج از افغانستان است.

بلقیس عزیزی

اندک نگاهی به فرهنگ تیموریان

امان معاشر

  امان معاشـــــر خبر نگار آزاد

اندک نگاهی به فرهنگ تیموریان

با بای ما حضرت صاحب قرآن امیر تیمور از علما و هنرمندان سخت حمایت می‌کرد. افعاد او هنرمند پروری را از او به ارث برده بود. پیشرفت چهره ها به باور بنیاد های پر عظمت و افسانوی و برخی از پژوهشگران  محصل حمایت‌های مداوم خاندان تمیوری  مانند شاهرخ میرزای تیموری، گوهرشاد بیگم،بابر میرزا، بایسنغر میرزا پسر شاهرخ،زیبنسا، نادره بیگم، سلطان حسین بایقرا،میرزا بابر و وزیر او، امیرعلی‌شیر نوایی و دیگر شاهزادگان تیموری که خود ذاتا هنردوست بودند است.

بزرگان گفته اند اگر  ریشه ی درخت پرثمر باشد، نوده اش در هر درخت ثمر میدهد .به شرط آنکه از آن ریشه حفاظت شود.دور تیموریان  اساس بنیاد فرهنگ، رشد ادبیات، جلای هنر های نقاشی، معماری، کاشی‌سازی بود که کیفیت عالی میراث فرهنگی  قرن نهم هجری است که از لحاظ هنری و فرهنگی آنراعصر رنسانس می‌دانند.

دانشگاه بزرگ مدرسه ی گوهر شاد نمونه دیگری  پیشرفت علوم تمیوریان است که در حوزه های مختلف به عالم و دانشمند، شاعر و نویسنده بیرون نموده است.   رونق فرهنگ و هنر تیموریان در ابعاد مختلف  چون کاشی‌سازی، سنگ‌تراشی، نقاشی، خطاطی، مینیاتوری، تذهیب، صحافی و کاغذسازی به اوج خود رسیده بود که از آنزمان تا امروز حیرت آور است .

 بنا های اعمار شده  گواه روشن از تاریخ  و فرهنگ پر بارو قدامت باستانی تیموریان است که  تیموریان هم حاکم بودند و هم مشوق هنرمند ، دانشمند و عالم و هر یک ازصدها بنا های ساخته شده در آن دوره ی روشن شایستگی  حفظ میراثهای جهانی را دارند. تا جهان به گذشته های تاریخی خویش فخر نمایند. دانشمندی گفته است:(اگر ثروت خود را از دست دادی ، چیزی از دست ندادی ، اگر صحت خود را ازدست دادی یک چیزی را از دادی ، هر گاه زبان و فرهنگ خود را از دست دادی در حقیقت همه چیز از دست داده ای.)

چند قرن از زمان طلوع  ستاره درخشان  تیموریان گذشته در صده های اخیر توجه به میراث ماندگار آبایی ما"دوره ی تیموریان" کمرنگتر شده به صدها بنا های فرهنگی دور تیموریان که نمایندگی از عظمت و گواه از  تاریخ ماست به خرابه ها مبدل شده است.باید بدانیم و بپذیریم درخشش آن گنجینه عظیم غرور ملی ماست و تحقیق، حفظ و حراست آنها بر ما دین است.

امان معاشر