سیستم فدرال تضمینی برای تمامیت ارضی و برون رفت از بحران موجود

شیوه های انسجام بهتر امور  در وجود حکومت های  فدرالیست.

امان معاشر

فدرالیسم  یعنی یک ساختار و حکومتی است در یک ساحه ی تحت حاکمیت قوانین مربوط به حوزه راتدوین و آنرا در عمل پیاده میکند. که وحدت و یگانگی را بر شالوده تفاهم با دولت مرکزی  و رضایت خاطر مردم محل بر قرار میسازد.” در دنیای امروز، بطور رسمی بیست کشور فدرال وجود دارند که قریب به نیمی از جمعیت جهان را تشکیل میدهند. و در ساحه حاکمیت خود  یعنی فدرال استقلال دارد .بعنوان مثال، دراسپانیا، به مناطق ناوارا (Navara  ) و باسک، قدرت و ضع و مصرف مالیاتی بیش ازآنچه که به مناطق خود مختار داده میشود، تفویض شده است. و یا، به ایالت های کاتالونی و گالیسیا، در مورد فرهنگ وزبان و آموزش، اختیارات ویژه ای داده شده است.


بهمین نحوه، در کانادا، ایالت کبک (Quebec ) برای حفظ و پیشبرد فرهنگ زبان فرانسه، از اختیارات خاصی بر خوردار است. در آلمان فدرال،سه شهر   برلین، برمن و هامبورگ  یا دولت- شهر  Lander تلقی میشوند، حال آنکه بقیه شهرها تابع سیزده منطقه Lander هستند. یا مثلا در چین به بندرهنگ کنگ،  وضعیت سیاسی و حقوقی ویژهای تفویض شده است.       

 یک حکومت فدراتیو،ضمن پخش قدرت سیاسی بشکل عمودی،هم از جامعیت قدرت مرکزی و هم از هویت وجامعیت ایالتها که مولفه های آن هستند، دفاع کرده وبه هریک از آنها قدرت واختیارات لازم برای حل مشکلات کشور را ازطریق هم آهنگی باهم میدهد و شهروندان را در ارتباط نزدیکتری با تصمیم گیریها قرارمیدهد.

در روز تجلیل از زبان مادری در خانه فرهنگی مولانا شهرونکوور کانادا شاعر زوالسانین زبانهای اوزبیکی و فارسی با تالم و تاسف اظهارنمودند که او نتوانسته است فرزندانش را زبان اوزبیکی یاد بدهد که توسط آن فرهنگ وتاریخ خود را حفظ میکرد. نویسنده مشهور کشور ما که به زبان پشتو می نویسند به جزچند کلمه تبریکی  نتوانستند که به زبان پشتو سخن برانند و یک برادر ما که  داننده ی مولانا است نتواست به لهجه ی هزاره گی خود در روز بزرگداشت از زبان مادری صحبت کند. در همان روزنویسنده و تحلیلگر سیاسی محترم انجینیر فضل احمد افغان طی صحبتی مبسوطی زبان مادری را به شاخه گل تشبح کردند که در گلدان پروریش یابد.

 اگر آن پروریش نیابد گل خشک میشود و گلدان باقی می ماند و  در داخل گلدان کسی دیگری گل خواهند شاند . درکشور ما در سده اخیر پولهای هنگفت از طرف حکومت مصرف شد تا زبان پشتو سراسری شود.من بیاد دارم دربعضی محلات افغانستان نامهای قدیمه داشت که هر کدام از خود تاریخ دارد به زبان پشتو تغییر دادند مثلآ در قریه ی جوی زندان سمنگان که نود فیصد اوزبیک نشین است نام قریه را از جوی زندان به ژوی ژوندون تغییر داده و در آنجا مکتب به زبان پشتو ساختند و معلمان محترم از مشرقی جنوبی مقرر کردند .

  دها سال به زبان پشتو برای اطفال اوزبیکها تدریس کردند و در جریان تدریرس به گونه های مختلف زبان اوزبیکی را توهین و تحقیر می نمودند بیاد دارم روزی معلم صاحب مضمون پشتو ما که سید عمر خان نام داشتند در صفت یک فکاهی گفتند که چنین بود(روزی شاگرد از معلم اجازه گرفت و برای رفع حاجت(تشناب) رفت
بعد از مدتی معلم شاگرد دیگری فرستاد تا بداند که او چرا در تشناب رفته است شاگرد که به تعقیب ان رفته بود گفت معلیم صاحب احمد در تشناب اوزبیکی میگفت) ماخندیدیم و بعدآ پی بردیم معلم صاحب زبان اوزبیکی را با … در حالت تشناب برابرکرده بودند. با چنان بی حرمتی معلم صاحبان پشتو نمی توانستند زبان پشتو را بردیگران محبوب بقبولانند .

 در نتیجه  با سویه ی پایین از آن مکتب شاگردان فارغ ، شامل متوسطه در مرکز میشدند و سواد کافی ولازم را فرا نمی گرفتند. باگذشت زمان  آن قریه بنام های  اصلی اش جوی زندان دو باره مسما شد و یگان کس که حتی کمی به زبان پشتو حرف بزند در آن قریه نیست .

 مثل آنکه رفیقای خلقی ما شهر جلال آباد را تلون شهر نام گذاشتند و برادران جمعیت ما نام شهرحیرتان را به نام شهر جنرال مؤمن نامگذاری کردند. چون این نامها تحمیلی گذاشته شده بود عمومی نشده دیری نگذشته هر کدام این شهر ها که از خود تاریخ داشت به نامهای اصلی شان برگشت.

با جبر و ظلم نمیتوان اندیشه ی را بر کسی قبولاند. این معضله از مدت ها در کشور ما موجود و در طی سی سال گذشته اوج گرفته است . من که درکانادا زندگی دارم، کانادا تا قبل از فدرالی شدنش مدت هفت سال جنگهای خانماسوزملیتی انگیسی زبان و فرانسوی زبان  راگذشتاند .

 بعدار تاسیس حکومت فدرال  هر یک از ایالت آزدی اقتصادی ، زبانی و فرهنگی منطقوی خود را گرفتند و  آنرا به قانون اساسی فدارال کانادا گنجانیدند.ودر مدت کم کشور خود را  به آرامی ، ترقی وشگوفایی رسانیدند.کشور ما افغانستان از قدیم ها به سمت مزاری های،مشرقی ها کابلی و غیره تقسیم تقسیم بودند خصلت و روش متفاوت انها را از سمت  تشخیص میکردند.


مثلآ تهدید به یک مزاری تعرض به مزاری ها حساب میشد. انتقاد بر یک قندهاری بر همه قندهاری ها برمیخورد . برای همه معلوم گروپ طالبان متشکل از هموطنان پشتون نشین ما استند آنها هم حق دارند مطابق به خواسهای اکثریت شان جامعه ی بسازند و در این راه همه روزه قربانی میدهند. چرا حکومت خواست های انها را نادیده گرفته با تفنگ جواب میدهد.امروز همه در افغانستان به بالغیت سیاسی خود رسیده است و میدانند چه کنند. به هیچ وجه نمیتوان هرآنچه طالب میخواهد بر مردم سمت شمال تطبیق کرد و هر آنچه مردم سمت شمال خواهند بر طالبان تطبیق کرد.

به گفته وطنی خون آنها رابه دیگ انداخته جوش بدهیم یکجا نمی شود. و به همین اساس ذعیم های بزرگ ملی ما مرحوم (بابه)عبدالعلی مزاری بابای هموطنان هزاره ی ما ، جنرال عبدالرشید دوستم رهبر ملیتهای ترکتبارکشور ما همرا با همنظرانشان همچو لطیف پدرام چهره شناخته شده ی کشور ما که هر کدام از جمعیت های بزرگی نیز نمایندگی دارند سیستم فدرال را تضمینی برای تمامیت ارضی و تساوی حقوق ملیتهای  کشور ما دانستندو راه برون رفت از بحران موجوده را تنها در حکومت فدرال میدانند.

پس باید همه همنظربه راه تشکیل فدرال بی اندیشیم و جامعه آسوده و مرفع را به حواست و خواهش خود بسازیم.